خرید بک لینک

پرفسور دکتر علی اکبر ترابی – فرهیخته ای از آذربایجان

وقتی وارد شهر تبریز میxad شوی امکان ندارد عطر دل انگیز قهرمانان عشق و اندیشهxad ی این دیار کهن: ستارخان، استاد شهریار، صمد بهرنگی، دکتر ترابی، دکتر مبیّن را حس نکنی. نام این بزرگان نه تنها تاریخ اندیشهxadی ایران را عطرآگین کرده است بلکه شهر تبریز هم رنگ و بوی آنان را دارد و بیخود نیست که تبریز به عنوان جهانشهر فرهنگی خوانده میxad شود. بزرگان این خطه در تغییر و تحول تاریخ اندیشهxad ی ایران زمین نقش بارزی ایفا کرده xadاند.xad دکتر ترابی یکی از این شخصیتxadهای سترگ معاصر ایران هستند که صدها شخصیت علمی کشورمان را تربیت کرده و به جامعه xadی فرهنگی - علمی کشورمان تحویل داده xadاند.

دکتر ترابی با تخلص حلاج اوغلو، جامعه شناس و شاعر بزرگ ایران و آذربایجان، در بهترین دانشگاهxadهای جهان تحصیل کرد و با اخذ درجهxadxad ی دکتری از دانشگاه سوربون فرانسه به میهن خود بازگشت. از خلال نوشتهxad های علمی و از بند بند اشعار این چهره xadی بزرگ کشورمان، میxadxadتوان عطر دل آرای اراده، وابستگی به ملت، وطن، ایمان به قدرت مردم را بخوبی لمس کرد. دکتر ترابی دانشمندی انساندوست بود. دوست داشت انسان را در اوج سعادت ببیند، اما دیدن سعادتمندی مردم تنها با آرزو میسّر نمیxad شود. باید راه را بدرستی بدو نشان xadداد و این کار از دست عالمی چون دکتر ترابی برمیxad آمد. او در هر کتاب و مقاله xadاش فضای آزاد پرواز را نشان میxad داد. او در هر جزوه xadی کوچکی، شناخت علمی جامعه و قوانینی که تغییر و تحول، ترقی و تعالی اجتماعی را سبب میxad شوند بررسی میxad نمود 1 و توجه بشردوستان بلند نظر، سیاستمداران دور اندیش، دانشxadپژوهان ترقیxadخواه و نویسندگان معارفxadپرور را جلب می xadکرد.

او طرفدار سرسخت انسان، خوشبختی و سعادت نوع بشر و ساختن جامعهxad ای سعادتمند بود. انسان و جامعه xadای به سعادت نمیxad رسد مگر قوانین سالم ایجاد شود. او به زیبایی تمام و با علم بر تاثیر شگرف اجتماع روی فرد واقف بود. او میxad دانست که بشر بر حسب محیطی که در آن می xadزkد تغییر میxadیابد و افکار او تحت تاثیر همان محیط کیفیت خاصی میxadیابد. او بر مورخان ایراد میxadگرفت که بجای مطالعه و تحقیق در تاریخ حقیقی ملل و شناخت علمی تمدن و پیشرفت اجتماعات و تحول جوامع، چرا به شرح زندگانی شهریاران و جنگجویان اکتفا میxad کنند؟ مگر تاریخ ساخته و پرداختهxad ی آنان است؟ او مطرح می کرد که در مطالعات مربوط به شناخت بزرگان تاریخ، در پی کشف موجبات و عوامل و نیروهای اجتماعی و اقتصادی و صدها علل دیگر رفت و یافت که کدام عوامل و علل سبب بوجود آمدن چنین شخصیتی شده است.xad2

حیطه xadی معلومات و یافتهxad های علمی این مرد عالم تا جائی بود که در مقالات هرچند کوتاه، رهروان مکتبهای مختلف را به شناخت دقیق مطالعات مورد نظر راهنمایی کرده و از کشیده شدنشان به بیراهه باز میxad داشت. آسیب شناسی و شناخت آفات فکری با توجه به دقت نظر او در علوم اجتماعی بسیار ارزنده بود و امروز هم برای نخبگان و اهل علم راهگشاست. او افکار فیلسوفان و نظریه پردازان بزرگی را مورد نقدهای عالمانه قرار میxad داد که دیگران حتی جرأت نزدیک شدن به آنها را نداشتهxad اند و همین جسارت ایشان نشانگر عمق معلومات، درک وی از موضوعات و بینش استوارش از مسائل است. او این کار سترگ را در مقالاتی ارزشمندxad3 با دیدی علمی و نقادانه به انجام می xadرساند. او با توان علمی نقاط ضعف اندیشهxad ها را میxad سنجید و گاه انحرافxadها را بیان میxadداشت. او در این مقالات به اشتباهات برخی دانشمندان پرداخته و با دقت علمی بیxad نظیری آنان را از افتادن در دام این خطاها باز میxad داشت. ایشان آنان را از استفادهxadهای غیرعلمی از مکتبها پرهیز xadداشته و از مترقیxadترین اندیشه xadهای زمان دفاع میxadکرد و راه را برای پیشروی علوم جدید در راهی صحیح میxadگشاید و هموار میxad ساخت. او بخوبی نشان میxadداد که حیات و حوادث اجتماعی نتیجهxad ی مستقیم تمنّیات و تمایلات فردی نیست بلکه شرایط و امکانات جامعه در حیات و وجدان فرد سبب رشد و تحول میxadگردد. نوابغ و بزرگان جهان شاخه xadهای بلند و پر ثمر درخت انسانیxadاند که موفقیتxadهای این نوابغ محصول مقتضیات و شرایط محیط اجتماعی هستند.

دکتر ترابی از معدود جامعه شناسان فرهیخته xadی ایران است که جزو پیشگامان عرصهxad ی این علم بشمار آمدهxadاند و دانشمندان، نیروهای ترقیخواه و دانشگاهی بسیاری در برابر نوآوریهای وی سر تعظیم فرود آورده و از این متفکر ژرفxadبین و آزاد اندیش علم آموختهxad اند. ایشان در فعالیتهای اجتماعی – سیاسی و ادبی دوران از تاثیرگذارترین شخصیتهای علمی کشورمان بودهxadاند. تلاش او در اعتلای دانش اجتماعی بی نظیر بوده و تاثیر ایشان در شکلxadگیری رشد دانش و گسترش اندیشهxad های علمی و هستهxad های علمی – انقلابی دوران تحول بیxadبدیل است. تلاشهای جانانهxadی وی نگذاشت تا بی عملی بر محیط علمی و روشنفکری ایران سایه بیندازد. او جمعی پر شور و انقلابی را از سراسر ایران به تبریز کشانده و جوانان پر شور تبریز همچون: صمد بهرنگی، بهروز دهقانی، علیرضا نابدل (اوختای)، مرضیه احمدی (دالغا)، کاظم سعادتی، مناف فلکی، رحیم رئیس نیا، ناهیدی آذر و دیگران را بدور خود گرد آورد و حرکتهای انقلابی دوران رستاخیز ادبی - علمی را بنا نهاد. او با شناختی دقیق از مدرنیزاسیون دورهxad ی شاه که کارگزاران امپریالیسم، ارگانهای بالای کشور را در دست میxad گرفتند، با تکیه بر جوانان برومند تبریز – این شهر انقلاب و آگاهی، حمله به پایهxadهای پوسیدهxad ی رژیم شاهنشاهی را پی ریزی کرد و در آرایش نیروهای اجتماعی دههxad ی 40 و آغاز حرکتهای انقلابی علیه شاه و امپریالیسم کارهای سترگی را بنا نهاد.

شالودهxadی نظامی شاهنشاهی با تکیه بر مستشاران آمریکایی ریخته میxadشد و جوانان کشور چون خدمتگزاری در خدمت امپریالیسم قرار می xadگرفتند. پایهxadهای رژیم با تکیه بر امپرالیسم تقویت میxad شد و فرصت لازم برای ورود تئوریxadهای معلوم و دهن پرکن اجتماعی – سیاسی، و نحلهxad های منحط غربی به ایران تدارک دیده بودند تا عرصهxad های دانشگاهی را آلوده سازند. این موقعیت عرصه را بر نیروهای مترقی و آزاد اندیش ایران نیز تنگ میxadکرد و رابطهxadی مردم عادی با روشنفکران را محدود میxadساخت. لازم بود تا اندیشمندان بپا خیزند و حرکتی را آغاز کنند. کنترل نیروهای امنیتی نیز روزبروز فشرده xadتر و عرصه تنگتر میxad شد. شناساندن ماهیت امپریالیسم و پروراندن نیروهای مترقی بویژه در محیط دانشگاهی به گردن نیروهایی متعهد مانند دکتر ترابی افتاد و ایشان با علم و درایت خویش مترقیxadترین جوانان تبریز را به دور خویش گرد آورد و با ترویج دانش اجتماعی کمک شایانی به جنبش عدالت خواهانه و ضد امپریالیستی کرد. دانشگاه تبریز به کانون انقلاب تبدیل شد. ایشان با تکیه بر همین نیروهای جوان و دانشگاهی و با بینش علمی و روش تدریس بدیع به همراه شخصیت جذاب و علمی خویش جوانان تبریز را گرد آورد و روح انقلابی در فکر و اندیشهxadهای پر توان آنان دمید، دانشگاه را از حالت بنگاههای تبلیغاتی و مباحث خشک و بیروح بیرون آورد و با پیxadریزی دانش صحیح جامعه شناسی سمتxadگیری حرکت مردمی علیه رژیم را سامان داد. نقش ایشان در حرکتهای پیش از انقلاب غیر قابل انکار است. دههxad ی 40 و 50 و جنبش نیرومند ضد امپریالیستی و ضد رژیمی مراکز انقلابی مدیون دانش عمیق و شیوه xadی صحیح تدریس دانشمندانی چون دکتر ترابی است. آنان که استاد را درک کردهxadاند و در کلاسهای ایشان شرکت داشته xadاند لحظات بودن با استاد را درک کردهxadاند هرگز فراموشش نمیxadکنند همانگونه که تبریز ایشان را فراموش نخواهد کرد. هنوز نفس گرم او در خیابانهای تبریز حس میxadشود، هنوز روح سلحشور وی را در لابلای کتابه ایش لمس میxad کنیم و انرژی می xadگیریم.

جامعهشناسی ادبیات یکی از شاخههای نوپای جامعهشناسی است که از محقق این عرصه علاوه بر دانش جامعهشناسی، در زمینههای علوم دیگر از جمله: تاریخ، فلسفه، نظریهی ادبیات، زیباییشناسی، زبانشناسی صلاحیت علمیزیادی طلب میکند. در جهان معدودی از دانشمندان این عرصه، آثار ارزشمندی بر جا نهاده اند. استاد دکتر ترابی باز هم با نوشتن سه کتاب مجزّا با موضوعهای متفاوت و مطرح کردن مقولات و مفاهیم تازه در جامعهشناسی ادبیات، بنای این دانش نوپا را در کشورمان پایهریزی کرد و متدولوژی تحقیق را تدوین نمود. رویکرد استاد به حوزهی جامعهشناسی ادبیات قابل تأمل و آموزنده بوده و چشماندازی روشن در برابر محققان آینده گشود.

دکتر ترابی در کتاب جامعهشناسی و ادبیات4 با مطرح کردن نظریههای تازه و روش تحقیقی نوین و علمی، پیدایش و تکامل شعر نو و جنبههای مختلف این شیوهی جدید شعری را از حیث محتوا، فرم و شیوههای بیان, موسیقی و صور خیال از دید جامعهشناسی پویا تجزیه و تحلیل کرد و پیوند گسستناپذیر دینامیسم اجتماعی را با دینامیسم ادبی و چگونگی تجلّی و بازتاب مجموعهی روابط اجتماعی را در آثار ادبی و تأثیر متقابل آثار ادبی را در ساختار نهادهای اجتماعی و اندیشهی انسانها تفسیر و تأویل نمودند. در کتاب «جامعهشناسی ادبیات فارسی» که برگزیدهای از مباحث اجتماعی در ادبیات فارسی را در بر میگیرد، بیشتر به درونمایهها و مضامین و محتوای آن آثار پرداخته و دیدگاههای اجتماعی، اخلاقی، تفکر و بینش مؤلفان را در رابطه با مباحث جامعه تحلیل مینماید4 ایشان در کتاب "جامعهشناسی هنر و ادبیات" با انتخاب سه شاعر نامدار ایران: فردوسی، نیما و شهریار و تطبیق نظریات فوق بر آثار آنها، به تحلیل و تفسیر مینشینند.

قلم شیوای او با جذابیت و روانی کلامش، هر خوانندهxadای را به دنبال میxadکشاند و او را با زیباییxadهای علوم اجتماعی روبرو میxadسازد و جالب آنکه همواره در پردازش علوم اجتماعی حتما سری هم به شعر و ادبیات میxadزند و بدین طریق از مستولی شدن خستگی بر خواننده جلوگیری میxadکند. زبان مادری برای استاد ترابی مقولهی دیگری است. او در راه ترویج و گسترش زبان مادریاش مشقّات زیادی را متحمل شده است. یکی از جرمهایش در هر دستگیری و محاکمهی زمان رژیم شاهنشاهی علاوه بر ترویج دانش، آگاه کردن جوانان و فعالیتهای اجتماعی، تلاش ایشان برای رونق زبان آذربایجانی نیز بوده است. هر زندان او تاوانی بود که به خاطر عشق به زبان مادری بازپس میداد. استاد چه در فعالیتهای دانشگاهی و چه در کارزار مبارزات اجتماعی و یا برگزاری جلسات بحث و سخنرانی، هیچ وقت دیناش را نسبت به شهر زادگاهش تبریز و مردم دلاور آذربایجان فراموش نکرد. در این راستا هر عملی یا نوشتهای که موجبات گسترش و غنای فرهنگ مردم آذربایجان را فراهم ساخته، عاشقانه استقبال نموده و محققان جوانی را که در راه اعتلا و گسترش زبان و فرهنگ پربار آذربایجانی و پیوند آن به ادبیات پیشرو جهان تلاش میکردند، تشویق کرده و برای کتابهایشان مقدمه مینوشت، یا برای چاپ آثار اساتید عرصههای فرهنگی، اجتماعی و ادبی جانفشانیها میکرد. نمونهاش: آثار اوّلیهی دکتر رحیم رئیسنیا: کتابهای «زمینهی اقتصادی و اجتماعی مشروطیت» و «دو مبارز مشروطه» با مقدمهی استاد ترابی چاپ شده و یا کتاب «زبان آذری ادبی معاصر» استاد دکتر محمدتقی زهتابی که با مقدمه و ویرایش دکتر ترابی منتشر شده است… اگر مقدمهها، نقدها، مصاحبهها و معرفیهای ایشان که در زمینههای گوناگون ادبیات و فرهنگ آذربایجان در مطبوعات محلّی و یا سراسری منتشر شده گردآوری شود، کتابی در خور توجّه خواهد شد.

دیگر اثر ارزندهی استاد مجموعه شعر «ائینالی، ائل دایاغی، تبریز گونش یوردو» است. این منظومهها و اشعار صمیمی و پربار در وصف تبریز و آذربایجان: سرزمین صلح و دوستی، مبارزه و پایمردی سروده شده است. این اثر، عمق میهندوستی و عشق بیآلایش دکتر ترابی را به این دیار و مردمانش به نمایش میگذارد. میشود گفت که این کتاب تاریخ منظوم شهر تبریز است.

فعالیت در دانشگاه، تدریس دروس فلسفه ی علوم و مردم شناسی همراه با نشر آثار تحقیقی ارزشمند، در کنار توجه به ادبیات زبان تبعیدی ترکی از او شخصیتی استثنایی ساخته است که شاید از نمونه های منحصر بفردی باشد که تاریخ ما به یاد دارد. معروفترین آثار ایشان را می توان به شرح زیر نام برد که بارها تجدید چاپ شده xadاند:

مردم شناسي، جامعه شناسي و ديناميسم اجتماع، شناخت علمي جامعه، فلسفهي علوم، جامعه شناسي روستايي، مباني جامعه شناسي، نظري در تاريخ اديان، لغات و اصطلاحات، جامعه شناسي در ايران امروز، مكاتب جامعه شناسي معاصر، جامعه شناسي و ادبيات، جامعه شناسي هنر و ادبيات، ائينالي ائل داغي و …

کوه ائینالی که در طول تاریخ تکیه گاه طبیعی تبریز در سوانح و بلایای طبیعی بوده و شاهد جانفشانیها و فداکاریهای مردم این مرز و بوم در دفاع از کیان ملی خویش بوده است، ارزش آن را دارد که مورد خطاب شاعر بزرگ معاصر قرار گیرد و دردهای امروزین و تاریخی سرزمین ما را گوش فرا دهد. کوه ائینالی با قامت برافراشته و سرخ گونش، هر روز بر سر و روی تبریزیان نور افشانده و از خواب بیدارشان میxadکند و شباهنگامان بر مردم این شهر لالایی خوانده و به خواب میxadبرد. قرنها در کشیک شهر مانده و چه خاطرات تلخ و شیرینی را که به یاد ندارد! و چه زیباست که مورد خطاب شاعری از همین خطه قرار میxad گیرد که دلش آکنده از دردهای تاریخی مردم است و استواری کوه سهند، بلندای سبلان و قامت راستین ارک را دارد.

"ائينالي، ائل داغي” اثري است که در سال ۱۳۷۲ منتشر شد و با استقبال بی نظیر خوانندگان و ادبدوستان آذربایجانی روبرو شد. بدرستی هم، خطاب شاعر بزرگی چون حلاج اوغلو با این کوه، خود داستان دیگری است. زیرا ایشان متخصص تاریخ هستند و مردم شناس. و از همه مهمتر دارای روحی خلاق، مبارز و وطندوست. شعری که اینچنین آفریده شود بیxadتردید شعر و اثری تفکربرانگیز خواهد بود و چنین نیز هست. احساسات و اندیشهxadهای درخشان شاعر در برخوردش با کوه، این اثر را یکی از شاهکارهای ادب معاصر می سازد. هر بندی از آن، یادآور سهندیهxad شاهکار شهریار است. در این دفتر، اشعار دیگری نیز علاوه بر ائینالی وجود دارد از آن جمله "سؤنمز اولدوزلار»، "شانلي آشيق، يئني دونيا"، "شئعرين عياري"؛ که هر یک لبریز از اندیشهxadxadهای شاعرانه است. بنا به گفتهxadی پرفسور زهتابی: "مشروطه انقلابيندان بري، آذربايجان شاعيرلري اؤز ائللريxadنين آرزو و ديلكxadلريني، شن و كدرلي آغير گونلريني، ايگيدليك و قهرمانليقلاريني، هم ده شهرلريميزين مشهور تاريخي آبيدهلري نين ديلينده، يا اونلارا خطاب، و يا بو ديارين مشهور يئر، داغ و جغرافي آدلاري ديليندن اونلارا خطاب دئمهxad يه باشلاميشلار.xad بيxadريانين "ارك" ـه حصر ائتديگي گؤزه xadل منظومهxadxad ني، شهريارين "حيدر بابا" و "سهند" داغلارينا حصر ائتديگي منظومه xadلريني، موسوي اردبيليxadنين "ساوالان" داغينا حصر ائتديگي منظومهxad سيني، گؤسترمك اولار. بوتون بو اثرلرده شاعيرلر، آبيده xadلري و داغلاري جانلانديراراق، اونلارين ديلينده جامعه نين كئچديگي تاريخي يولو، اوندا كي مختلف حادثه xadلري، خالقين بوگونكو حياتي، دوشونجه xadلري و صاباحيندان سؤز آچميشدير. ائينالي داغي تبريزين تاريخي بويو كئچيرديگي بوتون تاريخي حادثهلرين شاهيدي اولموشدور. بو قوجامان و اوره xadيي سرلرله دولو داغين اوره xadييني آچيب دانيشديرماق شرفي "حلاج اوغلو"نا قسمت ايميش"

در ادبیات معاصر آذربایجان، بیشترینِ اشعار، سراپا منحصر به جامعه و وطن است، حیات آن، امروز و آینده xadی آن، آرزو و آرمانهای او، احترام جوشان بدو، مبارزات خستگی ناپذیر، سرتسلیم فرود نیاوردن در برابر ظلم و جور، صبر و تحمل در برابر ناملایمات و سرخم نکردن، هماره در پی آفتاب درخشان سعادت بودن، عناد و دشمنی با بیxadعدالتی و…همه و همه در شعر معاصر ما ریشه دوانیده و جزو وجود شعر معاصر ما شده اند. به علت یک سری دلایل تاریخی – سیاسی خاص، مضمون اساسی شعر امروز ما را حیات و واقعیتهای جامعهxad ی ما تشکیل می دهد و این، حقیقتی است که ۵۰ سال تمام بر شعر ما سایه افکنده و برهمین اساس، شعر معاصر در خطاب به کوهها، آثار تاریخی، نامهای مختلف جغرافیایی آفریده شده است. مکتب "حیدربابایا سلام" دارای ارزش ادبی خاصی است و نمی xadتوان از روی آن به سادگی گذشت. بعد از آن بود که کوه سهند، ائل داغی، ائینالی داغی و ارک قالاسی و …آفریده شدند. در هر شهری یادگارهای تاریخی مورد خطاب شاعران شهر واقع شد. حتی در روستاها، تپه xadای، چشمه xadای، حتی جویباری مورد خطاب شاعر قرار گرفت تا درد جامعه را در خطاب بدو بازگو نمایند. سخن شاعران با طبیعت به مکتبی تبدیل شد و سمبلی برای گفتن رازهای درون سینهxad ی شاعرام و به عبارت صحیح تر: درد دل مردم آذربایجان. گاهی هم درد دل شخصی شاعر گفته شده است، اما متاثر از همین مکتب است.

"ايئنالي داغي”، شاهد تاریخی حوادثی بوده است که در طول تاریخ بر سر تبریزِ سربلند آمده است. این کوه سینه xadای مالامال از رازهای سر به مُهری است که تنها با محرمان خود در میان میxad گذارد و این بار محرم او کسی نیست جز حلاج اوغلو.1 ائینالی سر به فلک کشیده و سربلند، آنچه از تاریخ تبریز در سینه دارد چون آیینه xadای درخشان بیان میxad کند و امروز سمبل این شهر – تبریز شده است. در سینه دردها، غمها، آتشها، زبانهxad های شلعه کش، رازها و اسراری دارد که با شاعر در میان میxadxad نهد. از همین دردها و غمهاست که سینهxadای آتشین فام دارد، و لالهxad های سرخش، خون شهیدانش را مکیدهxad اند. و چه زیباست وقتی شاعری این چنین با کوه به سخن می xadنشیند:

ياشاييرسان ائل ايله بيرگه، ائل ايله گؤرونورسن

باخاراق تبريزه باغ- باغ آچيليرسان، سئوينيرسن.

شانلي تاريخيني گؤزدن كئچرركن اؤيونورسن.

با به زبان آوردن کوه ائینالی که هماره ناظر بر حوادث شهر بزرگ و قهرمان پرور تبریز، مورد خطاب شاعر میxadگردد تا دردهای مردمانش را بر زبان آورد. از زخمxadهای تنش بگوید و مردم را از دردهای خود آگاهی بخشد. آنان را با هویت و هستی خویش آشنا کند. حلاج اوغلو با این شعر خود میxadخواهد شاعران معاصر را از هرگونه بدبینی باز داشته و با چشمانی امیدوار و خوش بینی به آیندهxadای درخشان نگاه کنند و دل به آینده بسپارند چرا که آینده از آنِ آنان است. آنان باید که مرواریدهای زیبای امید و عشق را در دل مردم بکارند:

گلهجكلر اوفوقون سئير ائله ين شاعير، او قارتال

قوي نسيلxadلرله پر آچسين،

ال اوجا زيروهxadيه چاتسين

ابديتله ياناشسين؛

خياليندان اؤلومو- ايتگيني آتسين،

باخاراق ائل- اوبايا تاريخي آنسين

داها حاقلي اولاراق سؤنمهيي دانسين؛

داغا دؤندوكده صلابتله دايانسين

بولود اولدوقدا بوتون ميرواري تؤكسون،

هاوالانسين.

البته، ائینالی داغی تنها شعر حلاج اوغلو نیست؛ بلکه اشعار بسیاری دارد که در همه xadی آنها، همواره دفاع از مردم، ملتxadخواهی و انساندوستی، عشق به وطن و دغدغه xadهای بشری در تموج است. از دیگر اشعار او میxadتوان "اودلار يوردو”، "قاچاق نبي”، "شانلي تبريز” و سایره را نام برد که ترنم عشق و انسان دوستی در صدر معانی این اشعار است.xad

با عرض تسلیت به خانواده xadی آن مرحوم و جامعهxadی علمی کشورمان. روحش شاد، راهش پر رهرو باد!

متن سخنرانی در مراسم بزرگداشت دکتر ترابی

منابع:

1 جامعه شناسی و حیات اجتماعی انسان، تبریز 1341.

2 ضرورت تاریخی و نقش شخصیت در تاریخ، تبریز، 1348.

3 بیو اورگانیک، آنترو پورسیال، داروبنیسم اجتماعی و مالتوزیانیسم دموکراتیک از نظر جامعه شناسی، تبریز – 1350.

4 شعر نو، هنری در پیوند با تکامل اجتماع، تبریز، 1368.

5 جامعهشناسی ادبیات فارسی، تبریز، فروغ آزادی، 1362.

6 حلاج اوغلو، ائینالي – ائل داغي، تبريز، ۱۳۷۲ ، ص ۲۰ .

7 دوكتور علي اكبر ترابي (حلاج اوغلو)، ايئنالي، ائل داغي، تبريز، ۱۳۷۲، مقدمه دوكتور زهتابي، ص ۲۰٫

برچسب: نویسنده: امیر جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 5:58

صفحه بندی