آشنایی با مولانا جلال الدین عتیقی زنجانی
مولانا جلالالدین محمد عتیقی یکی از علما و شعرای ارزشمند تاریخ ادبیات آذربایجان است که در قرن هفتم هجری اشعاری به زبانهای فارسی و ترکی سرود و نام خود را جاودانه ساخت. جلالالدین عتیقی از شاعران و واعظان برجسته دوره ایلخانان به شمار میرود که سه اثر ماندگار در حوزه شعر و عرفان از خود برجای گذاشت، افکار صوفیانه و عارفانه، ترجیح عشق بر زهد و وحدت وجود از جمله اختصاصات فکری شعر عتیقی است. تذکرهنویسان سال ۶۴۶ هجری را زمان تولد و ۷۴۱ قمری را سال فوت وی ذکر کردهاند. پدرش، قطبالدین ابوالفضل عبدالرّحمان، از مفسران و وعاظ شهیر و عالمان بزرگ آذربایجان در سدهی هفتم هجری به شمار می رفته و خاندان وی به فضل و احسان معروف و در علم و حشمت و جوانمردی بیبدیل بودهاند. وی در مقبرهالشعرای تبریز آرمیده است.
این شاعر و عارف در زمانی که در تبریز میزیست با دربار سلطان غازان خان در ارتباط بوده و از احترام وافری برخوردار بوده است. وی در عین حال از معاصران سلطان اولجایتو هم بود که پایتخش را به سلطانیه منتقل کرده بود. علاوه بر این با سلطان ابوسعید بهادرخان و خواجه رشیدالدین فضلالله وزیر ایلخانی محشور بوده است.[1]
پژوهشگران معاصر غالباً عتیقی را شاعری فصیح و سخنور توصیف کردهاند، وی در تفسیر قرآن هم صاحب نظر بوده است. او در مجالس، تفاسیر عرفانی قابل توجهی از برخی آیات ارایه داده است. عتیقی در فصاحت و بلاغت مقامی بلند داشت و غالباً در تبریز به وعظ میپرداخت.
مولانا عتيقي زنجاني در قرن هفتم هجري (۷۱۹-۴۱ -۶۴۶هق) در زنجان از مادر زاده شد، هنوز كودكي بيش نبود كه همراه پدرش قطب الدين عتيقي رهسپار تبريز شده، در آن شهر سكني گزيد. قطب الدين عتيقي همراه با خانوادهاش راهي تبريز شد و به دربار ايلخانان وارد شد. او به عنوان عالمي سرشناس در تبريز شهرت بدست آورد و ديگر عالمان نيز دور او گرد آمدند. فرزندش جلال الدين محمد در چنين محيطي قد كشيد و بار آمد. او به تحصيل علوم مختلف زمان نايل آمد و قدم به دنياي شعر و ادب نهاد. طولي نكشيد كه بعنوان شاعر و عارفي بزرگ كسب شهرت كرد و ميان شعرا و ادبا احترام همگان را جلب كرد. به روايتهای مختلف جلالالدين محمد عتيقي بين سالهاي ۷۱۹ الي ۷۴۱ در تبريز دار فاني را وداع گفته و در مقبره الشعراي تبريز دفن شده است. از آنجايي كه زندگي بيش از نصف عمرش در تبريز بود، او را تبريزي دانستهاند ولي با اندكي دقت در اشعار تركي اين شاعر والا مقام، تشخيص لهجهي زنجاني اين عالم چندان دشوار نيست.
يكي از چهرههاي تابناك ادبيات آذربايجان مولانا جلالالدين محمد عتيقي زنجاني است. ميدانيم كه زنجان يكي از مناطقي است كه در طول تاريخ, عالمان، اديبان و عارفان و شاعران بزرگواري را تقديم دنياي اسلام و آذربايجان كرده است. بسياري از چهرههاي شهير دنياي اسلام از زنجان برخاستهاند. اين عالمان هر يك به جاي خود از چهرههاي افتخارآفرين زمانه بودهاند كه مايهي سربلندي و سرافرازي مردم ما شدهاند. آفرينش و علم به سه زبان عربي، فارسي و تركي در اين خطهي فرهنگپرور مايه ي مباهات آذربايجان است كه آثار اين عزيزان زينت بخش كتابخانههاي دنياست. شيخ ابوالنجيب سهروردي، شيخ ابوالغنائم سجاسي، اخي فرج زنجاني، شيخ شهابالدين سهروردي، مولانا عتيقي زنجاني، مولانا نرگس ابهري، مولانا همتي انگوراني و بالاخره حكيم هيدجي از چهرههاي افتخارآفرين زنجان است كه باعث سربلندي ايرانيان و ترك زبانان ايران در ساحهي فرهنگي جهان هستند.
دیوان اشعار وی را در این مجموعه خواهید خواند که مطابق دو ویرایشی دستنویس تدوین گشته است و زیبایی این اشعار چنانست که سادگی، روانی و آهنگ آنها روح و روان خواننده را تسخیر میکند. این زیبایی اشعار، دارای آرایههای ادبی و بیان زیبایی نیز هست بطوری که در زمان حاضر نیز این حلاوت و پختگی شعر، کام آدمی را شیرین کرده و نسبت به مطالعهی بیشتر اشعار راغبتر میسازد.
عتیقی از خانوادهای برخاسته است که مقام علمی و ادبی پدر و اجدادش آنان را در نزد امرا و حکمای زمان عزیز و گرامی میداشت و به همین خاطر نیز به تبریز برده شدند.
واقعا تبریز چه چیزی داشته است که هزاران عالم و دانشمند، سخنور و ادیب را بسوی جلب کرده و تا آخر عمر آنان را در آغوش پرمهر خویش نگهداشته است. در روز جاری مقبرهالشعرا که مزار صدها تن از بزرگان را در طول سدههای محتلف در خود جای داده است یکی از منحصر بفردترین مکانهای جهان است. این مکان پیام خاصی به دنیا دارد و مشخص میکند که دانشمندان سراسر دنیای اسلام را بخود خوانده و پذیرای آنان بوده است. البته فراموش نمیکنیم که در شهر تبریز تنها مقبرهالشعرا نیست که اینهمه بزرگمردان را در خود جای داده است. اشارهای بدین منزلت خالی از لطف نخواهد بود.
موقعیت فرهنگی تبریز
تبریز را باید شهر علم و ادب مشرقزمین دانست چرا که آنچه در زمان حاضر در تبریز میبینیم نشانگر وجود هزاران عالم، عارف، هنرمند و شاعریست که در این خاک غنودهاند. امروز در تبریز آرامستانهای بسیاری هست که هر یک در سینهی خود تن صدها بزرگوار دنیای علم و ادب را در خود نگهداشتهاند. در همین آرامستانها صدها بقعه و مقبره و امامزاده وجود دارد که عارفانی نه تنها از خود شهر تبریز، بلکه دیگرانی که از سراسر دنیای اسلامی روی به تبریز آورده، سالها در این شهر به فعالیت پرداخته و آنرا بر موطن اصلی خود ترجیح داده و در سینهی آن غنودهاند. مقبرهالشعرا، دهها حظیرهی قدسی، مقبرههای بزرگان، تکیهها و غیره نشان از تجمع بسیاری از علمای زمان و شعرای مختلف در اعصار گوناگون دارد. در هر یک این مکانها شاید صدها تن از اینان در آن مدفون گشته اند نمونههای برجستهی آن آرامستان سرخاب، چرنداب و گجیل است که مشهورترین شاعران دنیای مشرق زمین از جوار دیوار چین تا شاخ آفریقا را در خود دارد. چنین وضعی هنوز در جهان هیچ شهری بخود ندیده است که شاعران و عالمان را از گوشه و کنار جهان گرد آورده و در خود جای داده باشد. این امتیاز منحصر به شهر تبریز است که در طول سده های پنجم الی دهم هجری اندیشمندان و هنروران را به خود جلب کرده و اینان رغبت به اسکان در تبریز یافته اند تا از برکات معنوی شهر برخوردار گردند.
همانگونه که گفتیم علاوه بر تبریز، شهرهای موجود در نزدیکی تبریز نیز بسیاری از بزرگان را بسوی خود جلب کرده و آنان را تا آخر عمرشان چون مهمانی عزیز گرامی داشته و آنان نیز در دامن این سرزمین غنودهاند. یا فرزندان عاشق پاشا، عارفی از خراسان که در خسروشاه غنوده است. غریبنامهی عاشق پاشا را مثنوی معنوی به زبان تورکی دانستهاند که بالغ بر ۱۲۰۰۰ بیت، قابلیت های دنیای تصوف و عرفان را بیان کرده است. نگاهی به کتاب ارزشمند روضه الجنان و جنات صدها بزرگ اهل علم و طریقت را که در تبریز و شهرهای اطراف غنودهاند معرفی کرده است.[2]
مولانا عتیقی نیز یکی از همین بزرگان است که البته به همراه پدر و عموی بزرگوارش بنا به دعوت حکومت وقت به تبریز آمده، در این شهر بالیده و نهایت در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شده است.
زبان ترکی
مردم آذربایجان از قدیمالایام به زبان ترکی سخن میگفتهاند. چنانچه از تاریخ میخوانیم طبری آذربایجان را ارضالترک میخواند[3] و دیگر کتب تاریخی نیز آذربایجان و تبریز را بدین صفت خواندهاند. نخستین آثار نوشته شده به زبان تورکی به سدههای نخستین هجری برمیگردد از آن جمله اثر بزرگ و ۵۵۰ صفحهای شان قیزی داستانی (سال ۲۴۱ قمری)، نوم بیتیک (سدهی سوم هجری) و خزر مکتوبلاری را می توان نام برد که در آذربایجان و به زبان تورکی نوشته شدهاند و در روز جاری در دست است.
نخستین لغتنامهای که به فارسی در آذربایجان نوشته شده است لغت اسدی طوسی است. او در برخی از صفحات کتابش نشان داده است که مردم آذربایجان به ترکی سخن میرانند از آن جمله در معنی کردن کلمهی پالیک اظهار میدارد که آن را در آذربایجان چاروق گویند.[4] یعنی به عیان مشخص میکند که زبان مردم آذربایجان ترکی است. یا وقتی ناصر خسرو در تبریز به دیدار قطران نائل میگردد مینویسد: «در تبریز قطران نامی را دیدم که فارسی نمیدانست...»[5]
معلوم میگردد که قطران سعی کرده است فارسی را از هر کسی که دیدار میکرد فرا گیرد و استعداد شگرف او نیز همینست که بهترین اشعار فارسی زمان را نیز او سروده است. در اشعار این نابغه، روج زبان ترکی گم نگشته و در بسیاری از جاها خودی مینماید و صدها واژه، ترکیبها، اصطلاحات و بیان ترکی را عینا به فارسی ترجمه کرده و به ادبیات فارسی هدیه کرده است.
شاید نخستین شاعری که در آذربایجان به زبان تورکی شعر آفریده است خواجه احمد فقیه تبریزی باشد که بسال ۶۱۸ق در سردرود غنوده است. وی از همین دیار برخاسته، ولی سرزمینهای مختلف دنیای اسلام را گشته و وطن خویش را بر همه جا ترجیح داده است. او سه مثنوی ارزشمند به زبان ترکی سروده است.
در سدهی ششم هجری ادبیات فارسی در آذربایجان جان تازهای مییابد و دهها شاعر آذربایجانی به سرودن اشعار فارسی روی میآورند بطوری که سبک آذربایجانی در شعر فارسی بعنوان مکتب و شیوهای ماندگار جان میگیرد. شاعران بزرگی چون نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، مجیرالدین بیلقانی، فلکی شروانی و دهها شاعر دیگر در این جرگه جای میگیرند. ادیبان معاصر کسانی چون ذبیح الله صفا ، شمس کسمایی و دیگران، علاوه بر این شرقشناسانی چون یان ریپکا نیز بدان میپردازند و مشخصات سبک آذربایجانی را محک میزنند.
جالبتر از همه بیانات ادیب بزرگ ایران سعید نفیسی است که بعد از سالها پژوهش و تحقیق یافتههای ارزشمند خود را اظهار میدارد و حاکی از آن است که مردم آذربایجان ترکزبان بودهاند و شاعرای آذربایجان فارسی را نه از مادر خود، بلکه از آموزگار می آموخته اند. عین جمله سعید نفیسی اینست:
«این نکته مسلم است که زبان شعر فارسی زبان طبیعی و رایج مغرب ایران مخصوصا آذربایجان نبوده و زبان مشرق بوده است که از راه ادبیات وارد این سرزمین شده است. شعر دری در آذربایجان از قرن پنجم و از زمان اسدی و قطران آغاز شده و در قرن ششم با ابوالعلا گنجوی، خاقانی، نظامی، فلکی، قوامی و بیلقانی به اوج خود رسیده است. ناچار شاعران آذربایجان زبان دری را از مادر خود نمیآموخته و از آموزگار درمییافتهاند.»[6]
با این مقدمهی کوتاه از زبان طبیعی مردم آذربایجان به زندگی و آثار مولانا عتیقی می پردازیم که آثارش را به سه زبان دنیای اسلام آفریده است. او به زیباییها، نکات قوت هر سه زبان تسلط جامع داشته و آفریدههایش در هر سه زبان نیز زیبا و خواندنی است.
ديگر اين مسئله جا افتاده است كه هفتصد سال پيش از اين، ادبيات تركي در زنجان ـ همانند ديگر مناطق آذربايجان رونق و رواج داشته است؛ کشف کلیله و دمنه از دیگر سخنور بزرگ منطقه – افتخارالدین محمد بکری قزوینی که بسال ۶۱۹ قمری به نثر و نظم نوشته است امیدها را بارورتر کرد. ویرایشی اصلی این اثر هماینک در کتابخانهی مرکزی تبریز با شماره و باورم به يقين رسيده بود كه مولانا عتيقي به دو زبان فارسي و تركي ديوان كاملي آفريده است.
کلیله و دمنهی افتخارالدین محمد بکری دارای ۶۳۳ صفحه بوده و در تبریز با شماره ۱۱۳۵/۲۶۵۸ در ۶۳۳ صفحه نگهداری میشود. ویرایشی دیگری از این اثر دارای ۵۶۸ صفحه بوده و در کتابخانهی مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است. از سوی دیگر ویرایشی دیگری هم با ۵۵۵ صفحه و با شماره ۲۳۵۴۶۱ در کتابخانهی مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود. حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده در بارهی افتخارالدین و دو اثر تورکی وی: کلیله و دمنه / سندبادنامه، دادهها خوبی ارائه کرده است.[7] کاتب چلبی یا حاج خلیفه نیز در اثر معروف خود: کشف الظنون بدان پرداخته است.[8]
زندگی مولانا جلالالدین عتیقی
هنوز هم با وجود گذشت صد سال از نگارش نخستین تاریخ ادبیات ایران، بسیاری از ادیبان و شاعران ایرانی به هر زبانی که باشد در هالهای از ناشناختگی مانده است. هنوز هزاران کتاب و اثر در قفسهی کتابخانهها و در کنج خانهها مانده است و هنوز به زیور طبع آراسته نشدهاند. دیوان پرجچم مولانا عتیقی به زبان فارسی در دهههای اخیر کشف شده و دیوان تورکی او نیز بصورت پراکندهای در نشریات و مجموعه ها در دسترس قرار گرفته است. به دلایل عدم شهرت شاعر در تاریخ ادبیات خواهیم پرداخت.
که پدر این شاعر بزرگ (جلالالدین عتیقی) یعنی قطبالدین عتیقی نیز شاعری توانمند بوده که آنچه از او بدست ما رسیده است تنها ۱۴۴ بیت است که شامل ۷ غزل، ۷ قطعه، ۲۵ رباعی و ۵ تک بیت است.
جلالالدین عتیقی را گاهی محمد و گاهی عبدالحمید معرفی کردهاند. ابن فُوَطی (۶۴۲ -۷۲۳ق) نخستین مورخی است که دادههای در حق عتیقی را ثبت کرده است. او بیش از ۲۰ سال در آذربایجان اقامت داشته و با بزرگان این سرزمین - از سلاطین و وزرا تا دانشمندان و سخنوران زمان روابط نزدیک و حسنهای داشته است. وی معاصر جلالالدین عتیقی بوده است. وی در بارهی زندگی عتیقی گزارشها دست اول و درستی را ارائه داده و او را از خانوادهای زنجانی شمرده است که در اوان کودکی همراه پدر و خانوادهاش به تبریز رفته و در آنجا رشد و نمو کرده و به صورت شاعری فصیحگو و عارفی سخنسنج تربیت شده است.
برخی منابع نام او را قطعاً عبدالحمید دانسته و برخی نیز روی اسم محمد وی تأکید کردهاند.
تذكرهها سخن از خانوادهي عتيقي ميرانند. با تکیهی بر این منابع، پدرِ قطبالدين با لقب كمالالدين شهرت داشته است. او نيز ضمن اينكه از بزرگان علم و عارفان محسوب ميشده، مورد احترام صاحب منصبان و درباريان بوده است. تذكرهها مينويسند كه كمالالدين خرقهي تصوف را از دست شيخ ركنالدين سجاسي گرفته است. ابن فُوَطي شيباني در اثر خود ضمن اشاره به اين امر، به زندگي او و خانوادهاش در زنگان اشارهها كرده و از اعتبار علمي اين خانواده در ميان عالمان زمان سخن گفته است. او مينويسد كه كمالالدين در ميان عالمان زنگاني صاحب اعتبار بوده است. ابن فوطيشيباني در اثر خود «مجمعالادب في معجمالالقاب» كه به زبان عربي است مينويسد: "كمالالدين ابوبكر عتيقي بنعبداللطيف الحافظ الواعظ كان من اكابرالائمه و العلما و اجازهالناصرالدين الله ان يروي عنه كتاب العارفين من تصفيه و كتب له الاجازه سنه ثلاث عشره و ستمائه و فيها ذكر اولاده و اولاده اعمامه ابن الامام كمالالدين عتيقي بن عبداللطيف من ركنالدين ابيالغنائم محمد سجاسي".[9] از ديگر سو ميدانيم كه شيخ ركنالدين ابوالغنائم سجاسي يكي از عالمان بزرگ زنجاني است كه در قصبهي سجاس از توابع زنگان به دنيا آمده و آثار بسياري به زبان عربي نگاشته است.[10] ديگر تذكرهها از نسبت عتيقي با شيخ شهابالدين سهروردي سخن ميرانند. ابن كربلائي در اثر معروف خود «روضاتالجنان و جناتالجنان» نسبِ مولانا عتيقي را به شيخ شهابالدين سهروردي ميرساند و از اولاد او ميشمارد.[11] همين عالم، عتيقي را با ۲۰ واسطه به ابوبكر خليفهي نخستين پيامبر ميرساند. بنابراين نسبت عتيقي با سهروردي و پوشيدن خرقه از دست ركنالدين سجاسي، دو عاملي است كه نشانگر زنگاني بودن اوست و عامل سومي را ميتوان در شيوهي بيان و سبك شعري عتيقي جست. خصوصيات لهجهي زنجاني در اشعار تركي مولانا عتيقي كاملاً مشهود است. هر چند كه اكثر تذكرهها عتيقي را اهل تبريز دانستهاند اما نمونههاي فراوان در ديوان تركي او، ما را به زنگاني بودن او رهنمون ميشود. در بيت زير:
در بيت زير:
هر زامان سن سپهرن گول اوزونه مشك عبير
سني خار اولماياسان گر چه جفا كار اولاسان.
"سپهرن" از مصدر "سپمك" در زبان ادبي و معيار تركي به صورت "سپهرسن" استفاده ميشود اما در لهجهي زنجاني "سپهرن"مصطلح است. همچنين در بيت زير فعل "تاپماق" به صورت "تاپاران" بجاي "تاپارسان" به كار رفته است.
گر قلب اولا خارا، تاپاران حالت افعي
يانديران اونو، حالت شاهانهدي سنده.
باز در شعر ديگري از عتيقي با رديف «بولبول» واژگان بسياري هست كه مربوط به لهجهي زنجاني ميباشد.
به ابيات زير توجه كنيد:
ائدهرن چاك صبر جامهسيني
تا اسهر باد هر صبا بلبل.
ناله ائتمكده زاهده گويا
قيلميشن هردم اقتدا بلبل.
بارها كؤرموشن خزان اودونو
آه ناله سنه روا بلبل.
در اينجا كلمات «ائدهرن»، «قيلميشن»، «گؤرموشن» بيانگر لهجه و شيوهي گفتاري زنجان است.
خلق ديوان تركي توسط مولانا عتيقي زنجاني در هفتصد سال پيش، نشاندهندهي قدمت شعر و شاعري به زبان تركي در اين خطهي زرخيز است. اين ديوان با اين بيان ساده و روان خلق نميشد مگر باور داشته باشيم كه صدها سال پيش از آن نيز، شعر و ادب به زبان تركي در اين منطقه رايج بوده است.
منابع چندي از جمله تاريخ گزيده، روضهالجنان، مجمعالفصحا، هفت اقليم و ديگر تذكرهها فقط از شهرت و زندگي او در تبريز سخن راندهاند و زمان حيات او را در قرن هفتم مسجّل دانستهاند. راقم اين سطور در سال ۱۳۷۰ در رابطه با صدمين سال مرگ «جاذب» شاعر بزرگ زنجاني كه به سه زبان تركي، فارسي و عربي آثاري به رشتهي تحرير كشيده و اثر جاودانهي «جُنگالمهمات» را براي چاپ ديوان تركي و فارسي جاذب را مرتب ميكرد در همين جُنگ به ديوان تركي مولانا عتيقي نيز برخوردم. مرحوم حاج رسول نهالي نوهی دختری جاذب، ویرایشي منحصر بفرد جنگالمهمات را ماهها در اختيار اينجانب نهاد كه در اين مجموعه، به ديوان تني چند از شاعران بزرگ آذربايجان نيز برخوردم که بخشی جامعاً مستقل را به اشهار مولانا عتیقی اختصاص داده بود.
نسخه جدیدی خطي از ديوان فارسی مولانا عتيقي در كتابخانهي فاتح استانبول تحت شمارهي ۳۸۴۳ نگهداري ميشود. در این ادیشن که بعدها در ایران نیز بصورت فاکسمیله در دسترس قرار گرفت ملمعاتی (اشعار دو زبانه ترکی-فارسی) دیده میشوند.
مولانا عتيقي زنجاني در قرن هفتم هجري در زنجان از مادر زاده شد، هنوز كودكي بيش نبود كه همراه پدرش قطبالدين عتيقي رهسپار تبريز شده، در آن شهر سكني گزيدند. ميدانيم با حملهي مغولان به ايران، بسياري از عالمان كه در مسير هجوم آنان بودند دست از سرزمين خود شسته، بيشتر آنان به سمت غرب كوچيدند و از شهر خود دور افتادند. البته ميتوان عالمان اين دوره را از اين نظر به دو دسته تقسيم كرد: دستهاي همان راه سادهي كوچ را انتخاب كردند و گروه دوم ايستادند و حتي كمر همت براي رام كردن اين مغولان بستند. آنان حتي راه به دربار آنان جستند و موفق نيز شدند. قطبالدين عتيقي نيز همراه با خانوادهاش راهي تبريز شد و به دربار ايلخانان وارد شد. او به عنوان عالمي سرشناس در تبريز شهرت بدست آورد و ديگر عالمان نيز دور او گرد آمدند. فرزندش جلالالدين محمد در چنين محيطي قد كشيد و بار آمد. او به تحصيل علوم مختلف زمان نايل آمد و قدم به دنياي شعر و ادب نهاد. طولي نكشيد كه بعنوان شاعر و عارفي بزرگ كسب شهرت كرد و ميان شعرا و ادبا احترام همگان را جلب كرد. به روايت مختلف جلالالدين محمد عتيقي بين سالهاي ۷۱۹ الي ۷۴۱ در تبريز دار فاني را وداع گفته و در مقبرهالشعراي تبريز دفن شده است. از آنجايي كه زندگي بيش از نصف عمرش در تبريز بود، او را تبريزي دانستهاند ولي با اندكي دقت در اشعار تركي اين شاعر والا مقام، تشخيص لهجهي زنجاني اين عالم چندان دشوار نيست. فراموش نکنیم که در منابع مختلف از عتیقیای نام بردهاند که در شروان، اهر، تبریز و زنجان میریسته است که اغلب تاریخ ولات و وفات آنها را نیز یکسان ذکر شده است و لذت میتوان ادعا کرد که همگی این عتیقیها همان جلالالدین عتیقی زنجانی است که مدتی از عمر خود را در شهرهای مختلف و در مقامهای دیگری چون قضاوت و غیره بوده است. به زنجانی بودن او با توسل به سه عامل فوقالذکر اطمینان داریم.
ما بر اين باوريم كه محمد عتيقي در قرن هفتم هجري در زنجان به دنيا آمده و در همان دوران طفوليت به همراه خانوادهاش به تبريز كوچيده است. پدرش در دربار ايلخانان صاحب منصب بوده و از احترام دربار بر خوردار بوده است. فراموش نميكنيم كه در اين دوره، عالمان چندي از زنجان همراه خانوادههايشان به دربار ايلخانان در تبريز رفته و طرف مشورت بزرگان و درباريان قرار ميگرفتند از جملهي اين خانوادهها ميتوان خالديها و عتيقيها را نام برد. صدر جهان و قطب جهان زنجاني از آن جمله بزرگاني هستند كه همراه خانوادهي خود در دربار ايلخانان صاحب منصب و مقام بوده و تا حد وزارت نيز بالا رفتهاند.[12] قطبالدين عتيقي نيز در اين دربار جا و مقامي خاص داشته است. همواره يار و مددكار بزرگان و دربار بوده است.
جلالالدین محمد عتيقي در محيط فرهنگی تبریز و دربار ایلخانی (بخاطر حضور پدرش در دربار) پرورش يافته و در زمينهي علم و عرفان براي خود جايي باز كرده است. تذكرهها از تشكيل مجالس شعر و حلقههاي ادبي توسط محمد عتيقي سخن ميرانند. مسلم اينكه مولانا نيز لقبي است كه شاعران و اديبان زمان بدو دادهاند. شاعران گرد او جمع ميشدند و به خواندن و سرودن شعر به زبانهاي فارسي و تركي ميپرداختند.
همين عالم، عتيقي را با ۲۰ واسطه به ابوبكر خليفهي نخستين پيامبر ميرساند. علاوه بر این گفته میشود نسب عتیقی به برادر شیخ شهابالدین محمود عتیقی اهری (متوفّای ۶۶۵) که خود از شاگردان رکنالدین سجاسی و از مشایخ صوفیه سلسلهی سهروردیه در قرن هفتم بودهاست، میرسد. بنابراين نسبت عتيقي با سهروردي و پوشيدن خرقه از دست ركنالدين سجاسي، دو عاملي است كه نشانگر زنگاني بودن اوست و عامل سومي را ميتوان در شيوهي بيان و سبك شعري عتيقي جست. خصوصيات لهجهي زنجاني در اشعار تركي مولانا عتيقي كاملاً مشهود است. هر چند كه اكثر تذكرهها عتيقي را اهل تبريز دانستهاند اما نمونهاي فراوان در ديوان تركي او، ما را به زنگاني بودن او رهنمون ميشود.
آثار مولانا عتیقی
از این شاعر برجسته سه اثر مهم برجای مانده است:
دیوان فارسی،
دیوان تورکی،
مجالس - که وعظهای او را شامل میشود و توسط یکی از شاگردانش گردآوری شدهاند.
مثنوی ۱۱۸ بیتی با عنوان مناظرهی آهو و کمان، از سوی دیگر چند مثنوی کوچک نیز وجود دارد که در دیوان فارسی او محفوظ است.
اینک به شرح مختصری از آثار وی میپردازیم:
دیوان عتیقی با وجود پختگی ذهن و زبان کمتر شناخته شده است. در این دیوان علاوه بر صنایع و آرایههای ادبی، افکار صوفیانه و عارفانه نیز بکار رفته است. ترجیح عشق بر زهد، خاکساری مفرط به درگاه معشوق، وحدت وجود و... ازجمله مشخصههای فکری شعر عتیقی است. دیوان او را باید دو دیوان بشمار آورد: دیوان فارسی و دیوان تورکی.
دیوان فارسی او بصورت فاکسمیله چاپ شده[13] و دیوان ترکیاش بصورت پراکنده منتشر گشته است. هرچند دیوان تورکی وی، در حجم دیوان فارسی او نیست ولی دارای مضامینی قابل توجه و همسان با اندیشهها و سبک شعریاش در دیوان فارسی است ولی روانی و سلاست زبانش در دیوان تورکیاش از اهمیت بیشتری برخوردار است.
دیوان جلالالدین عتیقی از روی ادیشن خطی نفیس آن، متعلق به کتابخانه فاتح استانبول، بهصورت عکسی چاپ شدهاست. درباره این ویرایش نخستین بار در سال ۱۳۱۴ شمسی، محمدعلی تربیت در کتاب دانشمندان آذربایجان، در ضمن احوال جلالالدین عتیقی خبر داد و نوشت: «از مولانا [جلالالدین عتیقی] دیوان بسیار بزرگی که در تاریخ ۷۴۴ق استنساخ شده و در کتابخانه فاتح استانبول، با شماره ۳۸۴۳ موجود است.» کشف مجموعهی خطی سفینه تبریز در سال ۱۳۷۴ شمسی انجام گرفت. نقل اشعار و رسائل جلالالدین عتیقی در آن و ارائه چهرهی صوفیانهی وی، آن هم به دست کاتبی که خود از جمله شاگردان او بوده است، موجب شد که در باب احوال و آثار وی جستوجوی بیشتری صورت بگیرد که این امر به دست یافتنِ این ادیشن (مجالس) ارزشمند منجر شد.
دیوان عتیقی، به کوشش نصرالله پورجوادی و سعید کریمی، در ۸۴۰ صفحه، ازسوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در دسترس قرار گرفته است.
نزههالمجالس[14] و فرهنگ سخنوران[15] مجموعهای از رباعیات او را آوردهاند.
اشعار تورکی جلالالدین محمد عتیقی هرچند بصورت مجزا در جنگها و مجموعههای متنوعی ارائه شده است اما مجموعهی اشعارش بصورت دیوانی مستقل نشر نیافته است. کتاب حاضر مبادرت بدین امر کرده است.
مجالس
ادیشن مجالس منحصربه فرد است و در هیچ فهرست ادیشنی خطیای، نشانی از آن یافت نشده بود. کتاب مجالس از روی ادیشن خطی مجلس به تصحیح و تحقیق سعید کریمی از سوی مرکز پژوهشی میراث مکتوب انتشار یافت.
مجالس سخنان، لطایف و اشارات جلالالدین عتیقی است. ابوالمجد تبریزی، که زمانی مرید وی بوده، از سال ۷۱۲ تا ۷۱۸ ق برخی از سخنان او را یادداشت کرده است. جالب است که برخی از این سخنان رادر اثر دیگری که در سال ۷۲۳ ق. بنام سفینهی تبریز کتابت کرده آورده است. بر پایه تاریخی که در ابتدای هر مجلس آمده تعداد مجالس ۲۲ مجلس است که ابوالمجد بنا به سلیقهی خود آنها را در ۶۷ قسمت مجزا گنجانده است. سخنان عتیقی در مجالس به آیات و احادیث و اشعار عربی و فارسی آراسته شده است.
مولانا جلالالدین عبدالحمید بن قطب الدین ابوالفضل عبدالرحمان بن کمال الدین ابوبکر عبدالرحیم عتیق بن عبداللطیف عتیقی تبریزی از صوفیان سرشناس و شاعران برجسته قرن هفتم و هشتم هجری قمری است.
ابوالمجد تبریزی، کاتب این دو اثر: مجالس و سفینهی تبریز از مریدان عتیقی بوده و از دوران طفولیت در دامان وی بالیده است. از تاریخ و محل ولادتش اطلاع دقیقی در دست نیست و تذکرهنویسان تنها به تاریخ درگذشت او اشاره کردهاند.
سفینه تبریز مجموعهای است خطی مشتمل بر ۲۰۹ عنوان کتاب و رساله. قطع آن رحلی بزرگ و دارای ۳۶۸ برگ است. این اثر به خط تعلیق خوب و قلم ریز و فاصل میان مجالس به خط نسخ درشت در شب یکشنبه هشتم محرم سال ۷۲۳ قمری کتابت شده است. ادیشنی خطی مجالس به غیر از صفحه اول که ۳۲ سطر و صفحه آخر که ۲۰ سطر دارد، همهی صفحات دارای ۴۱ سطر است.
کتابی که چاپ گردید داراب مطالب زیر بود:
فصل اول- سوانح زندگی و شرح آثار جلالالدین عتیقی
فصل دوم- موقعیت ادیان و وضعیت تصوف در زمان جلال الدین
فصل سوم- سیری در مجالس
متن مجالس
بیانات
نمایهها
منابع
این کتاب با شماره ثبت ۴۹۶۸۸۱ در کتابخانهی شماره یک مجلس شورای اسلامی موجود است. تصویر زیر صفحه اول ویرایش خطی مجالس در سفینه تبریز است. این اثر در ۲۲۴ صفحه به کوشش مرکز پژوهشی میراث مکتوب ارائه شده است.
سفینه تبریز
ابوالمجد تبریزی که مواعظ عتیقی را گرد آوری کرده و در کتابی با نام مجالس آورده است اثری دیگری هم با نام سفینه دارد که چون در تبریز نوشته شده است عنوان سفینهی تبریز بخود گرفته است و تنها یک مطلب کوچکی در بارهی شهر تبریز دارد. سفینه تبریز در سالهای ۷۲۱ تا ۷۲۳ هجری قمری توسط ابوالمجد تبریزی در تبریز گردآوری و کتابت شده است. کتاب به فارسی، فهلوی و اندکی هم به ترکی است. این کتاب ویرایش منحصربهفردی است که در آن ۲۰۹ رساله در
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره عتيقي در متن مقاله بررسی شده است.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به تبریز در این گزارش ارائه شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با آشنایی با مولانا جلال الدین عتیقی زنجانی بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: امیر جعفری