1 1 – 1 غزل 1 و 1 به 1 1
بی تردید منزوی را باید بزرگترین و معروفترین شاعر معاصر زنجانی دانست که شهرتش در همه جای ایران پیچیده و هنر شعریش مورد پذیرش شعردوستان و ادیبان قرار گرفته است. او سرایش شعر ترکی را از سال ۱۳۷۰ به بعد جدی گرفته است در حالی که در این زمان در غزل فارسی یکی از پرچمداران غزل مدرن فارسی شناخته شده بود. او سرودن شعر ترکی را با بایاتی و قوشما آغاز کرد و با آفرینش “دومان” به جایگاهی بلند در ادبیات معاصر آذربایجان دست یافت. فراموش نمی کنیم که منزوی با شروع انتشار هفته نامه “امید زنجان”، مسئولیت صفحه ادبی این هفته نامه را با عنوان “امید در امید” بر عهده گرفت و توانست جوانان شعردوست زنجانی را در کلاسهایش گرد آورد که امروز برخی از آنان به شاعران پختهxad و صاحبxadنام امروز تبدیل شده اند.
دفترهای شعر فارسی او کم نیستند. در زمینه ی زبان ترکی نیز سه کتاب منتشر کرده است که عبارتند از:
ترجمه فارسی حیدربابایا سلام[۱]
شهریار، این ترک پارسی گوی[۲]
دومان[۳]
همچنین ترجمهxad ی اشعار شاعران آذربایجانی به فارسی و سرایش چند منظومه با محتوای مربوط به فرهنگ آذربایجان همچون “منظومه xadی روشن”[۴]، منظومهxad ی “صفرخان”[۵] سبب شده است تا او را در ردیف شاعران ترکی گوی معاصر قرار xadدهیم. او، از نخستین مترجمان اشعار ترکی حبیب ساهر به فارسی است. همچنین ترجمهxad ی اشعاری از مفتون امینی و دیگر شعرای ترکی گوی نیز وجود دارد.
تردیدی نیست که حیدربابای شهریار یکی از پرفروشترین کتابهای ترکی در ایران بوده است. اثریست که بیشتر شاعران کارکشته و صاحب سبک، آثاری در سبک و سیاق این منظومه سروده و به استقبال آن رفته اند. کدام شاعر بزرگ ترکیxadگویی هست که از این اثر استقبال نکرده باشد و کدام شاعر تازه قلم بدست گرفته ای هست که مهارت شعری خود را در این سبک نیازموده باشد؟ همین است که امروز بیش از ۵۰۰ نظیره بر این اثر (بسیاری بصورت کتابی مستقل) منتشر شده اند و به بیش از ۹۰ زبان زندهxad ی دنیا ترجمه شده و امروز در ۱۸ کشور جهان در متن کتابهای درسی رسمیت یاقته است و صد حیف که در زادگاه و وطن خود استاد دریغ از یک بند از این اثر شگفت انگیز که در کتب درسی مدارس تدریس شود؟! شاعر شهر ما یکی از بهترین ترجمه های فارسی این اثر (در میان بیش از ۵۰ ترجمه فارسی) را ارائه داده است. منزوی با شناختی کامل از این شاهکار، دست به ترجمه زده است. بسیاری از شاعران مترجم، همان وزن شعر را حفظ کرده اند و به درجاتی از توفیق دست یافته اند؛ اما منزوی با آگاهی از دشواری چنین کاری، ترجمهxadی خود را در فرم شعر نو به انجام رسانده و توانسته است مفهوم اثر را بزیبایی به زبان فارسی منتقل نماید.
این اثر منزوی در سال ۱۳۶۸ منتشر گردید و تعدادی از بزرگان و ادیبان سرشناس ایران همچون میر صالح حسینی – یکی از مترجمین موفق حیدربابا به فارسی ، دکتر حسین صدیق، ضیاءالدین ترابی، محمد فتحی و خودِ منزوی مقدمه های مبسوطی بر آن نوشته اند. جالب ترین بخش این کتاب آوردن نظیره ای است که پدر بزرگوار حسین منزوی – محمد منزوی را در انتهای کتاب آورده و آن را نیز ترجمه کرده است و ترجمه ی منزوی در میان ترجمه های فارسی چاپ شده شاخص تر و شاعرانه تر است.[۶] منزوی با توجه به شناخت از شهریار – منزوی یکی از شهریارشناسان زمان ما بود – به ترجمهxad ای ماندگار دست یازیده است.
“این ترک پارسی گوی” کتابی در شرح زندگی و اشعار استاد شهریار است. این کتاب با نثری عالی و با عشق نوشته شده است و علاقه و دلبستگی منزوی به استاد شهریار را نشان می دهد. این اثر ادبی مورد توجه بسیاری از ادبxadدوستان قرار گرفت و شاید نخستین نقد در این باره به قلم راقم این سطور باشد.[۷]
صمیمیت شاعر در باب زبان ترکی حائز اهمیت فراوان است. او در دفتر “دومان” با چنان اخلاص و صمیمیتی نسبت به زبان ترکی سخن می گوید که ستودنی است. او می گوید “هله ده، بیز ائوده باجی – قارداشلارینان و آتا – آنامیزینان ائله تورکو دیلیجه دانیشاریق” و این سخت مشابه همان اعترافی است که پروین اعتصامی می کند؛ “تورکو منیم عزیز ایستکلی آنادیلیم دی و اونون شعرینه، ادبیاتینا و هابئله باشاباش فرهنگینه افتخار ائله مه لی یم، اگر ده منی لایق بیلسه باجاردیغیمدان اونا گؤره بوشلو بیلیرم و بو بورجو وئرمه لی یم” و با بزرگواری، اشعار مندرج در “دومان” را “سیاه مشق”های خود می شمارد. مسلم اینست که اگر عمری بود و فرصتی، شاهد جوشش های بیشتر وی در این زبان بودیم.
اما اگر سخن حود را بر روی اشعار ترکی منزوی متمرکز کنیم باید اشاره کرد که فضای زنجان در دههxadی ۷۰ به گونه ای بود که از یک طرف “انجمن ایشیق” و از طرف دیگر نشریه “امید زنجان”، فضای مناسبی را برای دوستداران زبان و ادبیات ترکی فراهم آورده بود. بسیاری از شاعران فارسی و ترکیxadگوی تحت تاثیر فضای ایجاد شده قرار گرفتند. منزوی در این زمان استاد بلافصل شاعران ایران بود و در فارسی، بویژه غزل فارسی در صدر غزلسرایان ایران جای گرفته بود اما نمی توانست از فضای موجود در زنجان متاثر نباشد. شاعران زنجانی با میدانی وسیع و گسترده به نام زبان و ادبیات ترکی با تمام زیبایی ها و غنای ناشناخته اش روبرو شدند و دیدند که این زبان دارای امکانات بسیار وسیعتری برای پرواز خیال شاعرانه در اختیار أنان قرار می دهد. منزوی هم از این قاعده مستثنی نبود. از ۲۷ عنوان شعر ترکی در دومان، ۱۳ عنوان به سالهای بعد از ۱۳۷۲ مربوط است و ۷ مورد نیز یه سال ۷۰ مربوط می شود. در همین زمان منزوی که مسئولیت صفحهxadی ادبی امید زنجان را بر عهده داشتند حضور پر رنگی در انجمن ایشیق نیز داشتند که البته بزودی همراه با دوستان فارسی گوی، از حوزه ی هنری جدا شده و انجمن اشراق را پدید آوردند که تا امروز نیز تداوم دارد.
حسین منزوی با ترتیب دادن دیوان ترکی خود با نام “دومان”، عشق به شهر و دیار خود، همچنین علاقه به زبان مادری خود را به اثبات رساند و شیواترین بیان شاعرانه اش را به کار گرفت. او از بایاتی ها و قوشماها آغاز کرد و در نهایت به اشعار نوینی نیز در زبان ترکی دست زد. از بایاتی های اوست:
غم یئمه، یامان اولور،
آماندان آمان اولور؛
گؤزون یومما، گون باتار،
آه چکمه، دومان اولور.
حالیم یامان اولدو، گل،
صبریم تالان اولدو گل؛
پیچاق سومویه ده یدی،
اوره ییم قان اولدو گل!
بولوتونان آغلاشدیق
آغلاشماقدا باغلاشدیق
گؤز یاشیمیز بیر اولدو
دؤش آچیب قوجاقلاشدیق
آ لیلا لیلا، لیلا
منی داردان آسیللا
من گؤیده جان چکیرم
سن ده یئرده واویلا
می بینیم لهجه ترکی زنگان در این بایاتی ها مشهود است و منزوی خود اصرار در نشان دادن این لهجه داشت. اما گاهی اوزان اشعار لنگ می زند. درست است که وزن شعر ترکی هجایی است اما تقطیع های داخلی اهمیت خاصی دارد. موردی که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار می گیرد و تنها تعداد هجاهای هر مصرع مد نظر قرار می گیرد. حال به تقطیعxadهای داخلی این بایاتی توجه فرمایید:
اوتو سووا قاتمارام
سؤزومو اوزاتمارام
اوتوروب یولا باخیب
سن گلینجه یاتمارام.
می بینیم تقطیع های داخلی در این بایاتی یکسان نیست. البته این بایاتی ها مربوط به سال ۱۳۶۰ می باشد و هنوز آغاز مهارت آموزی منزوی در شعر ترکی است. البته در دیگر فرمهای شعری مانند گرایلی و قوشما نیز چنین وضعی قابل مشاهده است. و این ضعف همان دلیلی است که مفتون امینیxadها، رضا براهنیxadها نیز با عدم رعایت آن و دست کم گرفتن شعر ترکی نتوانستند به روح شعر ترکی (ساز و نوای شعر ترکی) دست یابند و همچون شهریار شهرت یابند. در حالی که می بینیم استاد شهریار قوشماهای “حیدربابایا سلام” را با تقطیع ۴+۴+۳ سرود و تمامی اثر با همین تقطیع پیش رفت و هیچ استثنایی هم ندارد.
منزوی با بایاتی ها آغاز کرد، در غزل نیز اشعار دلنشینی سرود و زیباترین اندیشه و احساس را در قالب شعر ترکی ریخت:
شاختا! سنه کیم دئدی گؤیدن یئره أندیر قاری؟
کولک! سنه کیم دئدی هووخور سپهxadلندیر قاری؟
حسین منزوی شاعری صاحب سبک است. او با الهام از ادبیات جهان رنگ و بوی خاصی بر اشعار خود داد و ساز و نوایی تازه در شعرهایش آفرید:
گولمه گوله، گول اوتانیر،
باخما گونه، آلوولانیر؛
زولفون اسیر، ائله بیل کی،
عطیر شوشهxadسی جالانیر.
رفدهxadکی آینالار سنی،
قافداکی آینالار تانیر.
یول دا کی گئتمکدی ایشی،
سنی گؤرَنده دایانیر.
نئجه کی قیسسالیر عؤمور،
سنین ناغیلین اوزانیر.
یایدا پاییزلامیش کؤنول،
سن گول آچاندا یازلانیر.
در غزل او حال و هوای شاعری آگاه به اوضاع زمان ترنم میxadشود و همهxadی اسباب شعری در خدمت بیان شاعرانهxadی اوست:
کسیر قیلینج کیمی گوللری آیاز،
هانی یاشیل دونلو چمن، هانی یاز؟
طبیعتدن اؤترو اورهxadییم کئچیر،
گؤزهxadللیگی قانان منی قیناماز.
هانی بولبول xadلرین آذان دئمهxadسی،
گول بوتاسی یئرده قیلاندا ناماز؛
هانسی نرگیس، هانسی یاس، هانسی سوسن؟ –
بو تورپاقدا، چال تیکاندا گول آچماز؟. . .
هله گونلر “کچل حمزه”لرینxadدیر،
ایتیب “دمیرچی اوغلو” ، یاتیب “خان ایواز”.
هانی اوغراش پاشالارین اوستونه –
“عرب آتی” چاپان، “تانری تانیماز”؟
بورویوب اؤلکهxadنی آغلاشماق سسی،
هانی آشیق، هانی ماهنی، هانی ساز؟
شنلیک غمه چؤنور، توی یاسا دؤنور،
هله ده آپاریر “سارا”نی “آراز”.
“دریالار مورکب، مئشهxadلر قلم”،
شاعیریم! ائل – اوبا دردلریندن یاز!
یاد آوری این نکته ضروری است که غزلیات و قوشماهای او به ترکی نیز از طرف اهالی موسیقی بصورت ترانه هایی خوانده شد. یوسف تاور خوانندهxadی زنجانی کاستی از اشعار او را با موسیقی آذربایجانی خواند و ماندگار شد. تازگیxadهایی در شعر ترکی وی مشاهده میxadشود که نمیxadتوان براحتی از آنها گذشت که در مقالی دیگر بدان خواهیم پرداخت.
[۱] استاد محمد حسین شهریار، حیدربابا، ترجمه حسین منزوی، تهران، ۱۳۶۹٫
[۲] حسین منزوی، شهریار، این ترک پارسی گوی، تهران، ۱۳۷۳٫
[۳] حسین منزوی، دومان، تهران، ۱۳۹۵٫
[۴] روشن، نام قهرمان مردمی آذربایجان – کوراوغلوست: مجموعه اشعار، تهران، ۱۳۸۹، ص ۶۷۸ به بعد.
[۵] این منظومه از طرف یکتا رصد زنجان چاپ شد و سپس در مجموعه اشعار حسین منزوی هم آمد، صفرخان قهرمانیان بیش از سی سال از عمر خود را در زندانهای شاه گذراند: حسین منزوی، مجموعه اشعار، تهران، ۱۳۸۹، ص ۹۵۵ به بعد.
[۶] م. کریمی، ائلیمیزین شعر شهریاری، تهران، ۱۳۸۸، ص۴۵٫
برچسب:
نویسنده: امیر جعفری