خرید بک لینک

امپراطوری روسیه از هرجهت قدرتی بیشاز حد، نسبت به مستعمرات و همسایگان خود داشته است و دارد. این میزان از قدرت متکی بر خشونت عریان و نبود رقیبی مهم برای روسیه در اشغال و حفظ 17 میلیون کیلومتر مربع از ارض مسکون، این قدرت بزرگ جهانی را از توسعه قدرت نرم برای تنظیم روابط خود با شهروندان روس، اقلیتهای اتنیکی، همسایگان و دنیا، بینیاز کرده است. یکی از راههای حفظ تسلط بر متصرفات خود از سوی روسیه، بازی با شکافهای اتنیکی در متصرفات قدیم و سابق خود بوده است.

در سالهای پایانی دوران کمونیستی این "کشور خدایان و بردگان"، روحیه مرکزگریزی و ضد روسی در همه 14 جمهوری شوروی و حتی بخشهایی از جمهوری فدراتیو روسیه، حاکم بود. رهبران وقت آذربایجان، با یک اشتباه محاسبه، این استنباط نادرست را داشتند که انحلال امپراطوری شوروی به معنی پایان قدرت فائقه روسیه در قفقاز جنوبی هم خواهد بود. زمان نشان داد که چنان نبود و چنان نشد. همانطور که امروز شکست قطعی در جبهه اوکراین و ضعف روسیه در قبال ناتو و غرب، به معنی ضعف این امپراطوری شر در مقابل آذربایجان، ارمنستان و گرجستان نخواهد بود، فروپاشی نظام کمونیستی هم به معنی پایان امکان مداخله روسیه در قفقاز جنوبی نبود. آذربایجان برای این اشتباه محاسبه رهبران وقت خود (مثل اشتباه محاسبه رهبران چچن در همان زمان و اشتباه محاسبه میخائیل ساآکاشویکی در 2008) هزینه سنگینی پرداخت.

از ماههای پایانی سال 1987، دستجات آدمکش حرفهای ارمنی از خاورمیانه و برخی تروریستهای ارمنی آزاد شده از زندانهای کشورهای غربی، به جمهوری شوروی سوسیالیستی ارمنستان سرازیر شدند و به همراه ناسیولیستهای بومی ارمنستان، ارتشی از بیرحمترین جنایتکاران را سازمان دادند. این ارتش، ابتدائا 250 هزار شهروند ترک و مسلمان جمهوری ارمنستان را قربانی پاکسازی اتنیکی کرده و به آذربایجان اخراج کرد و سپس با تکیه بر حمایت نظامی همه جانبه ارتش و دولت روسیه، بخشهای بزرگی از اراضی آذربایجان را اشغال و یک میلیون نفر را برای چند دهه به آورارگان جنگی در کشور خود تبدیل کرد.
وقتی که در باکو روحیه روسیهستیزی (بحق اما نسنجیده) حاکم بود، حمایت همه جانبه ارتش و دولت روسیه در اختیار تحقق رویاهای توسعه طلبانه ناسیونالیستهای ارمنی قرار گرفت. در همان زمان یک رهبر سیاسی آذربایجانی که شناخت دقیقی از روسیه داشت، در مسکو و سپس در نخجوان شاهد این حوادث بود. او حیدر علییئو بود که (به شهادت بسیاری از دشمنان وی) توان جدا نگاه نداشتن احساسات و سیاست دولتی را داشت. فردی مسلط بر حرف و عمل خود که سابقه سالها کار با کرملین و کار در کرملین را در رزومه خود داشت و در قیاس با رهبران وقت روسیه، از اعتماد بنفس بالایی برخوردار بود تا حدی که حاضر نبود حتی، آنها را در قد و قواره خود بحساب بیاورد اما علیرغم همه اینها، متوجه اهمیت قدرت کشوری بزرگ بنام روسیه بود و میدانست که فروپاشی شوروی و پیمان نظامی ورشو و هر درجه از تضعیف قدرت روسیه در قیاس با غرب، روسیه را در قیاس با سه کشور کوچک قفقاز جنوبی به این زودیها دچار ضعف نخواهد کرد.
سیر طوفانی حوادث در جمهوری آذربایجان، حیدر علییئو را بر اساس دعوت و اصرار مخالفان سیاسی خودش، از نخجوان به باکو به مرکز قدرت دولتی منتقل کرد و دوران جدیدی از بازی قدرت میان آذربایجان با روسیه دارای مساختی دویست بار بزرگتر شروع شد.
تعطیلی مدارس روسی در جمهوری آذربایجان متوقف شد، چند دانشگاه و مؤسسه روسی شعب خود را در آذربایجان افتتاح کردند، سال فرهنگی آذربایجان در روسیه و سال فرهنگی روسیه در آذربایجان برگزار شد و سفر روشنفکران و هنرمندان روسی و آذربایجانی به کشورهای یکدیگر شروع شد. در دوران به هم ریختگی شدید اوضاع داخلی آذربایجان، مراسم جشن تولد یا بزرگداشت شخصیتهای علمی و فرهنگی مشترک بین دو کشور در آذربایجان به کرات برگزار شدند. (موسلوم ماگامایئو، تامارا سینیاوسکایا Tamara Sinyavskaya، طاهر سالایئو، مستیسلاف راستروپوویچ Mstislav Rostropovič گالینا ویشنفسکایا و ...) بزودی میلیاردرهای آذربایجانیالاصل روسیه مثل واحد علیاکبراو یا گود نیسانوو God Nisanov و آراز آقالاراوف و ...نزدیک به کرملین هم در لیست میهمانان دائمی حیدر علییئو در باکو جای گرفتند.
از سویی دیگر، تولیدات نفت و گاز از معادن جدید با سرمایهگذاری هنگفت شرکتهای بزرگ غربی و صدور تولیدات به مقصد غرب و اسرائیل شروع شد. ادامه این سیاست از سوی الهام علییئو به تشکیل یک ارتش جدید طبق مدل ناتو بدون یک نفر کادر تحصیلکره در روسیه، عملی شد و نتیجه کار، آزادسازی همه اراضی اشغالی آذربایجان بود.
ولادیمیر پوتین از دیروز در حالی مهمان الهام علییئو در منزل شخصی وی در جمهوری آذربایجان است که ارمنستان دست ساخت امپراطوری روسیه برای اعمال سلطه بر قفقاز جنوبی، در جستجوی یک ارباب جدید، دعای توسل به درگاه ولایت فقیه در تهران و متحدان قدیم وجدید دور از منطقه مثل فرانسه و هندوستان میخواند.
آذربایجان وارد "پیمان امنیت جمعی" و اتحادیه تجاری و گمرکی تحت زعامت روسیه نشده است اما ارمنستان، عضو این دو پیمان و رسما طبق یک پیمان دوجانبه، متحد استراتژیک روسیه است. نیروی نظامی آذربایجان هرگز برای شکست دادن ارتش روسیه بعنوان نیروی اصلی حامی اشغالگران ارمنی کافی نبود اما سیاست و دیپلماسی آذربایجان برای خارج کردن این نیروی بزرگ از صحنه درگیری و خنثی نگاه داشتن آن در جریان جنگ دورم قاراباغ، کار خود را کرد. آذربایجان زمانی به نادرست، امیدوار بود که رو کردن به غرب میتواند بالانس قدرت در قفقاز جنوبی را به نفع آذربایجان تغییر دهد. اما نه آن سیاست غربگرایانه آذربایجان و نه حتی سیاست صد در صد غربگرایانه گرجستان میخائیل ساآکاشویلی قادر به مهار کردن روسیه در قفقاز جنوبی نشد. امروز استقلال عمل آذربایجان حتی از سوی روسیه امری پذیرفته شده است. روسیه همچنان قدرتمند است، بخصوص در قیاس با همسایگان کوچک خود. این همسایگان کوچک نباید به مجری اوامر روسیه بدل شوند اما قادر هم نیستند که روسیه را مجبور به تغییر رویه تایخی خود بکنند. ظاهرا راهی برای توافق با روسیه از طرف بازیگران کوچک هم وجود دارد و تا وقتی که روسیه به کشوری دمکراتیک تابع قوانین بازی بینالمللی نشده است، بازی با روسیه، تابع قوانین نانوشته خاص خودش باقی خواهد ماند.

برچسب: نویسنده: امیر جعفری تاريخ: پنجشنبه 1 شهريور 1403 ساعت: 14:55

صفحه بندی