خرید بک لینک

ساعدي نویسندهxad ی بزرگ، اندیشمند و متعهد آذربایجان است که نقش بیxadبدیل وی در جریان رشد روشنفکری ایران غیر قابل انکار است. او، تنها یک کتاب خود را به زبان مادریش نوشته و تمامی آثار او به فارسی است، اما در عین حال هرگز زبان مادری خود را به فراموشی نسپرده و لحظهxad ای از یاد ملت خویش غفلت نکرده است و همواره به عنوان یک آذربایجانی نفس کشیده است .او، به تنهائی بار تعهد را در ادبیات دههxadی چهل ایران بر دوش کشیده و به زیبائی از عهدهxad ی این امر برآمده است . در آن تاریخ انتظار از یک روشنفکر این بوده است که روشنفکر قادر به انجام هر کاری است. او، می بایست بار دشواریxadهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و همهxad ی ناهمواریxadها را بر دوش بکشد، همچنین اوست که زندان بکشد، هموست که گروههای چریکی را راه بیندازد!

تردیدی نیست که در دهه ی 1340، کل فضای ایران سیاسی شده بود. هر اثر ادبی و هنری که خلق میxad شد رنگ و بوی سیاسی میxadگرفت و یا سیاسی تعبیر و تفسیر میxadگشت. بر کل کشورمان نیز سایهxad ی شوم وحشت و تردید سنگینی می کرد. همه انتظار داشتند که روشنفکر باید آستینxadها را بالا بزند و در همهxadی زمینه xadها پیشاهنگ باشد. در تمام شئونات زندگی ایرانی فضای روانی حرکتهای سیاسی قابل استشمام بود. بینش مدرن، به شکستن سنتها مشغول بود، در حالیکه جایگزینی بر آن نداشت. شاه ادعای "تمدن بزرگ" میxadکرد و مجبور بود مزاحمتها را از میان بردارد. مشخصهxad ی اصلی این دهه، حرکتهای شاه از یکسو و مانورهای روشنفکران از سوی دیگر بود. شاه، ساواک را تقویت میxadکند، از آنسو، روشنفکران به ادبیات و هنر روی میxadآورند. به این ترتیب، ادبیات به عنوان دشمن سرسخت شاه و ایادی او تلقی میxadشود و نویسندگان مزاحم اصلی وی. در این میان، غلامحسین ساعدی پا به میدان میxad نهد و رئالیزم جادوئی را بنیان میxad گذارد و به مزاحم درجه اول شاه تبدیل میxad شود.

ساعدي قلم به دست میxadگیرد، پرده xadها را میxadگشاید، نمایشنامهxad ها میxadنویسد، داستانسرائی را جانی تازه می بخشد، فیلمنامه و مونوگرافی ها می نویسد. او، در بیشتر صحنهxadهای ادبی – هنری زمان ابراز وجود میxadکند و قلم میxadزند. بیجا نیست که از طرف شاه به عنوان روشنفکری مبارز قلمداد شود. به این ترتیب ، ساعدی نه تنها نویسنده ی متعهد آذربایجان، بلکه نویسندهxad ی روشنفکر کل ایران میxadگردد. او، که هنوز طعم شیرین آزادی در 1324 و طعم تلخ شکست در 1325 را فراموش نکرده است؛ اوضاع زمانه لرزه بر اندامش میxadاندازد و حرکتهای بعدی نشان میxadدهد که ساعدی اشتباه نکرده است.

ساعدي در دی ماه سال 1314 از مادر زاده شد. در زمان حکومت ملی، شاید هم چند سالی پیشتر دل به افکار پیشهxad وری سپرده و در آن سال به تشکیلات نوجوانان میxad پیوندد و عضو فرقهxad ی دموکرات میxad گردد. او، در این سالها به نشر مجلاتی همت گماشته و بعد از آن، به این دلیل طعم زندان را می چشد. سپس وارد دانشگاه تبریز شده و رشتهxad ی روانپزشکی را به اتمام میxadرساند و در سال 1339 به تهران رفته و دوران سربازی خود را به عنوان پزشک میxadگذراند. او، در همین زمان به نوشتن روی میxad آورد. مطبی در دلگشا باز کرده و با هدف کمک به فقیران و طبقات پائین جامعه، قلم به دست میxadگیرد و وارد دنیای ادبیات میxadگردد و سیاست را نیز وارد کار میxadکند. او، در مطب کوچک خود کارهای بزرگی را سر و سامان میxadدهد، هم طبابت میxadکند و هم دیدارهای سیاسی را سامان میxad بخشد. سالهای 1340 – 1350 دوران شکوفائی خلاقیت ادبی ساعدی است. او، همزمان با اینکه طبیبی دلسوز و مهربان است نویسنده xadای برجسته و متعهد نیز میxadباشد. او در سال 1346 همراه با جلال آل احمد با نخست وزیر وقت – هویدا دیدار میxadکند تا شاید مسالهxadی سانسور در ایران را حل نمایند، چون موفق به این امر نمیxadشوند به عنوان نتیجهxadی کار به تشکیل کانون نویسندگان ایران همت میxadگمارند.[1]

ساعدی در دوران اختناق با مبارزان سیاسی ایران رابطهxadهای صمیمانه برقرار میxadکند، همان مبارزینی که در آینده xadای نزدیک در رویارویی با شاه به اسطوره xadهای تاریخ ایران میxadپیوندند: صمد بهرنگي، پرويز پويان، بهروز دهقاني، عليرضا اوختاي، مصطفي شعاعيان و دیگران. بدین دلیل هم با ساواک دست به گریبان می xadشود، در نتیجه در سال 1353 به زندان می xadافتد. در سال 1356 از طرف دانشگاه آمریکا و انجمنxadهای ادبی به آمریکا دعوت میxadشود. به آمریکا رفته و در آنجا- کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، شکنجهxadهایی را که در ایران معمول گشته است افشا میxadکند. در سال 1357 به ایران برمی گردد. دیگر همهxadی نویسندگان و اهل قلم، در برابر شاه صف کشیدهxad اند و به مبارزه پیوسته اند. اما، در سال 1360 دوباره مجبور به ترک ایران می xadشود. به پاریس میxad رود و در آذرماه 1364 چشم از جهان می بندد. اما، ساعدی با نگارش آثار بی بدیل خویش، نه تنها در ایران، بلکه در ادبیات جهان از نویسندگان تاثیرگذار به شمار می رود. در عین حال، از چهره های تاریخ ادبی جهان گشته و نامش همواره زنده باقی خواهد ماند. ساعدی بیش از 40 جلد کتاب نوشته است که نیمی از آن، نمایشنامه است. نمایشنامه ها را با نام "گوهر مراد" امضا کرده است. مجموعه آثار او در سه جلد رمان و 8 کتاب داستان که بالغ بر چهل داستان در آنها گردآمده xadاند چاپ گشته است.[2]

ساعدی گاه داستان می نویسد و گاهی نمایشنامه. او، در تمام داستانها و نمایشنامهxadهایش، حوادث کوچک و بزرگ جامعه را روی کاغذ میxad آورد، در عرصه ی ادبیات چون نویسنده xadای متعهد عمل می کند:دردها را می شناسد و چون طبیبی حاذق – او روانپزشک است – اتفاقات را بررسی کرده و برای حل دردها با تمام وجود تلاش میxadکند. سخن بسیاری هم برای گفتن دارد. او می xadخواهد چهره های مختلف و اقشار گوناگون جامعه را با همان ویژگیهای خودشان ترسیم کند. وی با هنرمندی و زیرکی خاصی در ترسیم سیماهای "بله قربان"گو، افراد چاپلوس و متملق، آزادی ادعایی شاه را افشا میxadکند. او، در بسیاری از داستانها و نمایشنامهxad هایش به بررسی این چهرهxadها میxadپردازد. چهره xadهای نمایشنامه xadهای او، شخصیتهایی هستند که همه روزه در کوچه و بازار، اداره و شرکتها با آنان روبرو میxadشویم. نمایشنامه xadنویس با تکیه بر این چهرهxadها، اوضاع جامعه را آشکار می کند و در این راه بدرستی که موفق عمل میxadکند.

«چوب بدستهاي ورزيل»[3] از داستانها و نمایشنامهxadهای بسیار زیبای ساعدی است. گراز به روستای ورزیل میxadآید و روستا را به ویرانهxadای تبدیل میxadکند و محصولات آنان را از بین میxadبرد. ورزیلیxadها هر چقدر زحمت می کشند نمیxadتوانند جلوی اورا بگیرند. شکارچیانی آورده و آنان را سیر میxadکنند تا گرازها را شکار کنند، اما، نه تنها نمیxad توانند این کار را به انجام برسانند بلکه خودشان نیز اسیر دست شکارچیان می شوند. تمام مال و دارایی روستاییان صرف سیر کردن شکم شکارچیان می شود. اینک میxad خواهند تا از دست شکارچیان آزاد شوند؟! اما، بجای شکارچیان بر روی همدیگر تفنگ می کشند. نهایت روستائیان به مسجد پناه میxadبرند.

ورزيلی ها همچون بسیاری از داستانهای ساعدی کسانی هستند که از یک سوراخ بارها گزیده میxadشوند و باز هم از یافتن راهی تازه عاجزند.

آفرینش ساعدی بسیار گسترده ، عمیق و زیباست. اما،تعهد بیش از حد، در آفرینش او تاثیرات منفی هم میxadگذارد. زیرا میxad خواهد پاسخگوی همه xadی اقشار باشد! برای همه راه و چاه را نشان دهد؛ همین عامل، خلاقیت اورا پیچیده کرده و به مسیری دشوار میxadاندازد.

عزاداران بیل[4]، یکی از شاهکارهای ساعدی است. این اثر در سال 1343 منتشر شد. در آن هشت داستان وجود دارد که دنبالهxadی همدیگر به حساب میxadآیند و موضوع همهxadی کتاب در مورد مردم روستای بیل است. فضای روستا بسیار تنگ و تاریک است. بیل روستای سادهxadای از اطراف تبریز میxadباشد. روستائیان نیز بسیار ساده و تا اندازهxadای ابله هستند. پر حرف و ترسو؛ همه در انتظار فرجی هستند. رئالیزم جادویی ساعدی را میxadتوان با تمام قدرتش در این کتاب مشاهده کرد. این اثر چنان تاثیر زیادی نهاده بود که برخی از نویسندگان، تاثیر عزاداران بیل را در آثار گابریل گارسیا مارکز و ماکوندیو مطرح ساختهxadاند. در هر صورت، فضای ترس و واهمه در این اثر، بسیار مهم است. بیل تنها یک روستا نیست، بلکه تمثیلی از کل ایران است! از داستان چهارم این کتاب 8 داستانی، فیلم سینمایی – که بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده است – "گاو" ساخته شد.

در بیل، خبری از شادی و شور نیست؛ روستایی فرسوده که انتظار از هم پاشیدن میxadرود. روستا از سر تا پا غارت گشته، خانه ها دربسته، مرگ هم شیهه می کشد و کوچ... همه از بیل به شهر فرار میxadکنند؛ شهر نیز چون روستاست. در داستانهای ساعدی، بخشی از شهر انتخاب شده و تمام شهر در آنجا گردآمده است. در اینجا، این جای انتخابی بیمارستان است، تمثیلی از شهر. بیمارستانی با هوای مسموم. یا مسجدی با علم های غبار گرفته.

ساعدي بسیار سریع از موضوعات عبور میxadکند، همیشه در عجله است، ساده و مختصر میxadنویسد؛ اما در هر کلمه و هر جملهxadی او یک کتاب حرف و حدیث وجود دارد. تصویر خلق شده همه کوتاه، اما تاثیر کننده؛ چنان برنده که خواننده خود را در آن فضا احساس میxad کند، می xadاندیشد. برای ساعدی سبک نگارش مهم نیست. چندان وابستهxad ی زبان هم نیست. شاید از آنجایی که به زبان مادری خود نمیxadنویسد، دیگر به زبان بیگانه هم دل نمیxadبندد!. روند داستان برای او مهم تلقی میxad شود. ساعدی راه خود می رودو برای خود سبک و مکتبی میxad آفریند. داستان همیشه خیلی ساده شروع میxad شود. اما رفته رفته با پیچیدگیxadهایی روبرو میxad شود. احساسات قهرمانان و مسایل روانی آنان شروع می xadشود و در پایان، فاجعه xadای رخ میxadدهد. در داستانهای ساعدی قهرمانی وجود ندارد، همه ترسو و بزدل؛ مشکل یک نفر به مشکل کل جامعه تبدیل میxad شود. آدمxadها گیج میxad شوند، مات شده و میxadشکنند. اگر آدمها از بین میxadروند، اما مشکلات همچنان بر جای میxadمانند.

دنديل[5] هم مجموعه xadای از چنین داستانهایی است که در سال 1345 چاپ و منتشر گشته است. دندیل در شهر واقع است، با هوایی اختناق xadآمیز و گرفته؛ مردمانش همه ترسو. داستان غارت است. دندیل، سرزمین انسانهای عقیم است. دندیلیxadها (تمثیلی از ایرانیان)، توان بهرهxad گیری از ثروت خود را ندارند. دختری با نام تامارا، 16 ساله بدان محل راه میxadیابد، دندیلیxadها با توجه به عدم توانایی خود در بهرهxadگیری از او، یک افسر آمریکایی را دعوت میxad کنند. افسر آمریکایی میxadآید و کام میxadگیرد، توان خود نشان میxad دهد و فاتحانه برمیxad گردد؛ به دندیلیxadها نیز هیچ چیزی نمی xadرسد. تامارای شکسته و داغون هم نصیب دندیلیها میxad شود.

ساعدي در سالهای 40 زیاد میxadنویسد، زیاد هم تلاش میxadکند و در میان مردم، بویژه روشنفکران به عنوان نویسنده xadای متعهد شناخته میxadشود. ساعدي تنها به نوشتن نمایشنامه[6] یا داستان اکتفا نمیxad کند. بلکه با انتشار مجموعه xadهایی چون آرش، الفبا و دیگر مجموعهxad های ادبی، از جمله نویسندگان پرکار و تلاشگر این عرصه خودی میxad نماید.او، در میان روشنفکران زیسته و رئالیزم را جان دوباره xadای میxad بخشد و بدان جادویی نیز اضافه میxad کند.

در سال 1346، سال تاجگزاری شاه و استحکام یافتن ستوانهای حکومتی، ساعدی بیش از همه در میدان سرگرم بازی است. ساواک، مخالفان شاه را میxadگیرد و میxadبندد. در دورهxadای که تیغ ساواک از جلو و از عقب میxadبرید، ساعدی به همیاری نویسندگانی از تیپ مبارز علیه سانسور قد علم میxadکند. در داستانهایش، اتهام نامه ها علیه شاه می نویسد. عملیات چریکی در سال 1349 در جنگلهای سیاهکل شروع می xadشود. در آذربایجان و جنگلهای شمال، عرصه ای مسلحانه برای رو در رویی مبارزان و شاه گشوده میxadشود، تفنگ به میدان میxad آید. برای جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی را به کام شاه تلخ میxadکند. اما، ساعدی آرام نمیxad گیرد، با توانی بیشتر وارد میدان میxad شود. با خلق آثاری تازه در جرگهxad ی مبارزان قرار میxadگیرد. شاه نیز به بیم افتاده و ساعدی را با نیروی ساواک دستگیر میxad کند. در میان سالهای 53 و 54 انواع شکنجهxadها را متحمل میxadشود. اما، آزاد می xadشود. دیگر توان آفرینش از او گرفته شده است. نمیxadتواند در ایران بماند. هجرت میxadکند. اگر در سال 1357 به ایران مراجعت می کند، دوباره در سال 1360 مجبور به هجرتی دیگر می شود. از این پس، دیگر خبری از نوشتن و خلاقیت در کار نیست. با انواع بیماریها دست به گریبان است. جسمش ضعیف شده و قلمش از کار می xadافتد. تنها چند مصاحبه انجام می xadدهد. حسرت زبان مادری در دلش سنگینی میxad کند. در این مصاحبهxadها تلاش میxadکند از این حسرت سخن گوید.

ساعدي در نشریات مختلف به مصاحبه میxadپردازد، سخنان زیبا بر زبان میxadراند و تاریخ معاصرمان را باز میxadکند. از این مصاحبهxadها میxadتوان از عشق و علاقهxadی نویسنده به زبان مادریش آگاه شد. در مصاحبهxadی سال 1364 چنین میxadگوید: «من بير ايل توركو اوخوموشام، اودا پيشهxadوري حكومتيxadنين زامانيندايدي. دؤردونجو كلاسي اوخويوردوم. اورادا ماكسيم گوركي دن ناغيل اوخودوم، چخوفxadدان داستان كيتابيميز دا واريدي. توركي مثل لر، صابيردن، ميرزاعلي معجزدن شئعرلر واريدي ... بونلارين هاميسي كيتابيميزدا واريدي. من تكجه او زامان اؤزومه اينانيرديم، كئف ائديرديم كي من ده اينسانام، درس اوخويورام». این حرفها را در مصاحبه با دانشگاه هاروارد بیان میxadکند. در مصاحبهxadای با رادیو بی بی سی هم چنین میxadگوید:

ـ آیا در زبان مادری خودتان ترکی، اثری را نوشته xadاید؟

ـ نه، زیرا به همین خاطر آن قدر بر سرم کوبیدند که...

ـ متأسفم.

ـ نه تاسف نخورید. آن قدر بر سرم کوبیدند که مجبور شدم به فارسی بنویسم. اما تنها یک نمایشنامه را به ترکی نوشته xadام.

ـ اجرا هم شد؟

ـ نه، نمایشنامه xadی "قوردلار" بود که در شمارهxadی دوم «كتاب ماه» به چاپ رسید و ماموران سانسور ریختند و آن را جمع کردند.

رحيم رئيس نيا، نویسنده xadی آذربایجان چنین توضیح میxadدهد که در سال 1345 متن ترکی "قوردلار" در کتاب «پرندگان در طويله» يا همان «پنج نمايشنامه از انقلاب مشروطيت»به چاپ رسیده است. همچنین نویسنده اضافه میxadکند که زمانی که صمد بهرنگی در سالهای 1345و1346 که در ممقان بود این نمایشنامه را بر روی صحنه آورده است.



1) در باره ی ساعدی و آثار او تا کنون دهها کتاب و صدها مقاله نوشته شده است. نمونه هایی از چنین آثاری را می توان نمونه ذکر کرد:

الف) عبدالعلي دست غيب، غلامحسين ساعدي، تهران، 1352.

ب) كورش اسدي، غلامحسين ساعدي، چهرههاي قرن بيستم ايران، دفتر پنجم، تهران، 1381.

ج) سعيد سلطانپور، نوعي از هنر، نوعي از انديشه، تهران، 1349.

د) خسرو گلسرخي، نوگرايي و حقيقت خاكي، تهران، 1358.

هـ) باقر مؤمني، درد اهل قلم، تهران، 1356.

1) برخی از آثار ساعدی عبارتند از:

الف) ايلخچي، 1342.

ب) حيا و يا مشكن شهر، 1343.

ج) گور و گهواره، 1345.

د) آي با كلاه، آي بي كلاه، 1346.

هـ) آرامش در حضور ديگران، 1346.

و) اهل هوا، 1345.

ز) ترس و لرز، 1347.

ح) واهمههاي بي نام و نشان، 1346.

ت) فصل گستاخي، 1348.

ي) تاتار خندان، 1353.

) غريبه در شهر، 1355.

) بازي تمام شد، 1356.

) دايره مينا، 1356.

) الفبا درگي سي، 6 جيلد ده، 1353-1356.

) شب نشيني با شكوه، تهران، 1339.

1) گوهر مراد، چوب به دستهاي ورزيل، تهران، انتشارات نيل، 1352.

2) غلامحسين ساعدي، عزاداران بيل، تهران، 1348.

-) غلامحسين ساعدي، بيل عزاليلاري، چئورهن: نگار خياوي، تبريز، 1385.

1) غلامحسين ساعدي، دنديل، تهران، 1350.

2) ساعدي در نوشتن نمایشنامهxadها موقعیت برجستهxadای در ایران دارد که مهمترین نمایشنامهxadهای او عبارتند از:

الف) گوهر مراد، ديكته و زاويه، تهران، 1347.

ب) گوهر مراد، لال بازيها، تهران، انتشارات پيام، بي تاريخ.

ج) گوهر مراد، آي با كلاه، آي بي كلاه، تهران، 1346.

د) گوهر مراد، بامها و زيربامها، تهران، 1340.

هـ) گوهر مراد، هنگامه آرايان، چاپ نشده.

و) گوهر مراد، پنج نمايشنامه در انقلاب مشروطيت، تهران، 1349.

ز) غلامحسين ساعدي، گؤزه گؤز، تبريز، ترجمه محمد رحيمي، 1383.

برچسب: غلامحسین,ساعدی, نویسنده: امیر جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 16:19

صفحه بندی